پنج شنبه, 24 آبان 1397   6. ربیع الاول 1440
 
instagram twtr fbk telegram Aparat

شیعه کیست و چه می گوید؟ - درس اول: مقدمه‌ای بر ظهور تشیّع

 pdf2

بسم الله الرحمن الرحیم 

شیعه کیست و چه می گوید؟

 

درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی 

با اهتمام: زهرا مرادی

     

در دوره‌ی «شیعه کیست و چه می‌گوید؟  » درباره‌ی ظهور تشیّع و مبانیِ اعتقادیِ شیعه و معرفی اسلام حقیقی، سخن خواهیم گفت.

   

درس اول: مقدمه‌ای بر ظهور تشیّع

    

معنای شیعه

واژه‌ی «شیعه» از ریشه‌ی «ش‌‌ی ع» و به معنای مشایعت کننده، همراه، یاور، تابع و پیرو است.[1] به عنوان نمونه در قرآن کریم درباره‌ی یکی از پیروان حضرت موسی از واژه‌ی «شیعه» استفاده شده[2] و همین طور درباره‌ی حضرت ابراهیم علیه السلام[3]. اما این عنوان، به مرور زمان، مفهومی خاص گرفت و تنها به افرادی اطلاق شد که پیرو و تابع جانشین حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، یعنی علی علیه السلام بودند.[4]

به اعتقاد شیعیان، آخرین پیامبر خدا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است و او به فرمان خداوند متعال، برای مردمِ پس از خود، دوازده هدایتگر و سرپرست معرفی نمود. این دوازده نفر که منتخب خداوند بودند، در زمان حیات پیامبر به همگان معرفی شدند. رسول اکرم از مردم عهد گرفت سرپرستی و هدایتِ خود را به دست این دوازده جانشین بسپرند.[5] اولین جانشین، علی بن ابیطالب بود و پس از او فرزند بزرگترش امام حسن مجتبی، سپس امام حسین و بعد از ایشان نُه تن از نسل امام حسین، یکی پس از دیگری جانشین پیامبر خاتم شدند. دوازدهمین جانشین - «مهدی» - موعود همه‌ی ادیان آسمانی و نجات بخش الهی در آخرالزمان است که به دنیا آمده و تا روزی که خداوند فرمان ظهور دهد، به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می‌کند.

از میانِ ایمان آورندگان به پیامبر اسلام، عده‌ی اندکی به وصیت پیامبر و دستور صریح خداوند حکیم عمل نمودند و دوازده جانشینِ معرفی شده را به امامت و سرپرستیِ خود پذیرفتند. این گروه که تابع، یاور و فرمانبردارِ علی بن ابیطالب و یازده امام بعد از ایشان بودند، «شیعه» نام گرفتند و به مجموعه‌ی اعتقادات و باورهای آنها، «تشیّع» گفته شد.

   

تاریخچه‌ی تأسیس تشیّع:

عده‌ای زمان تأسیس تشیّع را سال‌‌ها پس از رحلت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می‌دانند؛[6] حال آنکه قِدمت «شیعه» و «تشیّع» به بلندای تاریخ اسلام است. در واقع، مؤسس شیعه در اسلام، آخرین پیام آور خدا – محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلماست.

با استناد به منابع تاریخیِ قابل وثوق و به تایید عموم مسلمانان، نخستین شخصی که واژه‌ی «شیعه» را به کار برد، شخص رسول اکرم بود. پیامبر در موارد متعدد این کلمه را در مورد پیروان امیر مومنان علی بن ابیطالب استفاده می‌نمود که به عنوان نمونه می‌توان به روایت جابر بن عبدالله انصاری - یار و صحابی پیامبر – اشاره کرد. جابر چنین نقل کرده که: "در خدمت نبی اکرم (ص) بودیم که علی بن ابیطالب وارد شد. پیغمبر اکرم فرمود: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، این فرد و شیعیانش (پیروانش)، در روز قیامت رستگارانند.» سپس این آیه نازل شد: «همانا کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام می‌دهند، بهترین آفریدگان هستند»"[7]

با آنکه در برهه‌هایی از تاریخ، گاهی لفظ شیعه برای پیروان افرادی غیر از علی بن ابیطالب نیز استعمال شد - مانند شیعه‌ی معاویه که به طرفداران معاویة بن ابی سفیان گفته می‌شد - اما همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد، به تدریج، این لفظ، معنای اصطلاحیِ ویژه‌ای پیدا کرد و تنها به پیروان امیر مومنان علی بن ابیطالب اطلاق گردید.

حال ببینیم چرا شیعه، تابع علی و فرزندان علی شد.

   

عوامل ظهور تشیّع

هیچ کس در هیچ دوره‌ای از تاریخ خلقت بشر، امتیازات و ویژگی‌‌های منحصر بفردی را که علی بن ابیطالب داشت، دارا نبوده و نیست. و اگر بر فرض محال قرار بود مردم – و نه خدا – بهترین و ممتازترین فرد را به جانشینیِ پیامبر انتخاب کنند، هیچ کس شایسته‌تر از علی علیه السلام برای چنین جایگاهی نبود. در ادامه به برخی از ویژگی‌های منحصر بفرد امیر مومنان اشاره می‌گردد:

-     پاکدامنیِ اجداد: علی علیه السلام که عموزاده‌ی پیامبر خاتم بود، از نسلی پاک و برجسته به دنیا آمد. اجداد محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام همگی خداپرست و پیرو دین جدّشان ابراهیم علیه السلام بودند.[8] ایشان به دلیل خدمات متعددی که برای رفاه و خوشبختیِ مردم داشتند و همچنین به سبب روحیه ی عدالت خواهی و دفاع از حقوق مظلومان، همواره محبوب بودند و موقعیت اجتماعی برجسته‌ای داشتند.[9]

-     اعجازِ تولد: علی علیه السلام تنها فرد در کل تاریخ است که از سوی خداوند متعال اجازه یافت در خانه‌ی مقدس کعبه به دنیا بیاید. آن هم به گونه‌ای معجزه آسا! دیوار کعبه مقابل چشم حاضران شکافته شد و فاطمه بنت اسد که به علی باردار بود، داخل کعبه راه یافت. پس از ورودش، دوباره دیوار بسته شد و تا سه شبانه روز هیچ کس نتوانست حتی از درِ کعبه، وارد آن شود. پس از سه شبانه روز باز دیوار شکافته شد و فاطمه بنت اسد در حالی که نوزادش (علی) را در آغوش داشت، بیرون آمد.[10]

-     تربیت به دست پیامبر: از همان کودکی، علی بن ابیطالب در خانه‌ی پیامبر و تحت سرپرستی او تربیت شد.[11] لذا هیچ کس به اندازه ی علی بن ابیطالب از سجایای اخلاقی رسول خدا همچون صداقت، امانتداری، انسان دوستی، جوانمردی و ... تاثیر نگرفت و بهره مند نشد.

-     اولین مسلمان: به اتفاق نظر عموم مورخان، هنگامی که رسول رحمت برای بیداری و هدایت مردم جاهل، بت پرست و بی اخلاق به نبوت مبعوث شد، علی علیه السلام نخستین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد.[12]

-     حامیِ همیشگیِ پیامبر و دین خدا: به دلیل سرسختی مشرکان مکه و مساعد نبودن جوّ حاکم بر جامعه برای کنار گذاشتن بت‌ها، رسول اکرم تا سه سال پس از بعثت، به صورت مخفیانه مردم را به اسلام دعوت می‌کرد.[13] در تمام این مدت، علی و خدیجه (همسر دلبند پیامبر) تنها حامیان رسول خدا در مسیر بیداری مردمان بودند.

-     معرفی به عنوان جانشین در نخستین دعوت رسمی: پس از سه سال، پیامبر ماموریت یافت دعوت خود را آشکارا اعلام کند. برای شروع، به فرمان خدا مهمانی‌ای ترتیب داد و خویشاوندانش را که همگی از بزرگان مکه بودند، دعوت کرد. سپس در آن مجلس پس از تبیین رسالتش همگان را خطاب قرار داد و فرمود: «چه کسی مرا در این رسالت یاری می‌کند تا وصی و وزیر و جانشین من گردد؟» به اقرار عموم مورخان، در میان جمع، تنها علی علیه السلام برای حمایت پیامبر و پشتیبانی از ماموریت الهیِ ایشان داوطلب شد. پیامبر، سه مرتبه درخواستش را مطرح نمود و هر سه بار جز علی کسی برای یاری‌اَش اعلام آمادگی نکرد. بدین ترتیب در نخستین دعوت رسمی و علنی به اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علی را به عنوان وصی، وزیر و جانشین خود معرفی فرمود.[14]

-    شهادت خدا بر پاکیِ علی علیه السلام: پیامبر همواره بر تقوا و پاکیِ علی بن ابیطالب تاکید می‌کرد[15] و خداوند نیز در آیه‌ی تطهیر بر عصمت علی علیه السلام گواهی داد.[16]

-    دفاعِ همیشگی و شجاعانه از حق: علی علیه السلام همیشه با شجاعت تمام، در جنگ‌هایی که دشمنانِ حق و راستی علیه ایمان آورندگان به خداوند یگانه به راه می‌انداختند، حامی و همراه رسول خدا و مردم بی پناه بود.[17]

-     پیش مرگ رسول: در شبی که مشرکانِ قبایل مختلف، در یک توطئه‌ی هماهنگ، قصد ترور پیامبر را داشتند، جبرییل (فرشته‌ی وحی) رسول خدا را از این نقشه آگاه کرد و ایشان نیز ماجرا را به علی بن ابیطالب گفت. هنگامی که تروریست‌‌ها شبانه به خانه‌ی پیامبر هجوم آوردند تا ناجوانمردانه رسول رحمت را در خواب قطعه قطعه کنند، به جای پیامبر، علی بن ابیطالب را در بستر دیدند. او با به خطر انداختن جانش در جای پیامبر خوابیده بود تا جان رسول خدا و آینده‌ی اسلام در امان بماند.[18]

-    علی و حق: علی یگانه شخصیتی است که پیامبر درباره‌اش فرمود: «علی با حق است و حق با علی است»[19] و در حقّش اینگونه دعا کرد: «بارخدایا؛ حق را گرداگرد علی بگردان هر جا که علی قرار گرفت»[20]

-   سخاوت علی: علی علیه السلام با زبان روزه کارگری می‌کرد و دستمزدش را به نیازمندان می‌بخشید. غذای افطارش را هم به گرسنگان می‌بخشید و خود از گرسنگی سنگ بر شکم می‌بست. بخشش و سخاوتمندی او تا آنجا بود که خداوند هم در قرآن کریم از ایثار او تمجید کرد.[21]

-     کشتی نجات: پیامبر، علی و یازده هدایتگر از نسل علی را کشتی نجات امت معرفی کرد و فرمود آنها مانند کشتی نوح هستند که هر که سوارش شود، نجات می‌یابد و هرکه تخلف ورزد، غرق می‌گردد.[22]

-    صراط مستقیم: مسلمانان در نمازهای روزانه‌ی خود، از خدا می‌خواهند آنها را به «صراط مستقیم» هدایت فرماید.[23] پیامبر برای مردم توضیح داد صراط مستقیم الهی که روزی چند بار از خدا طلب می‌کنید، علی و جانشینان او هستند.[24]

-    علم علی: پیامبر بارها به مردم این تذکر را داد که: «من شهر علمم و علی دروازه‌ی آن است؛ هر کس که اراده کند شهر علم را دریابد، باید از درب آن وارد شود.»[25]

-    معلّم قرآن: رسول خدا به مردم صریحا گفت هرکس به دنبال فهم کتاب آسمانی قرآن و کسب هدایت از آن است، باید پس از ایشان به جانشین پیامبر یعنی علی بن ابیطالب مراجعه کند:

«علی جانشین من است بر امّت و بر تفسیر کتاب خدای عزّ و جلّ.[26] او فرمانده‌ی قرآن است که به وسیله‌ی قرآن، مردم را هدایت می‌کند.[27] هر کس مطلبی از قرآن برایش روشن نبود و از من یاد نگرفته بود، وظیفه دارد به او مراجعه کند که او نیز مانند من تمامیِ علم قرآن را داراست.[28] ‏علی با قرآن است و قرآن با علی است و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر (در بهشت) بر من وارد شوند[29] ...»

-    جان پیامبر: رسول خاتم هیچ جای شکّی برای دوست و دشمن باقی نگذاشت که علی نور چشم پیامبر، معتمد پیامبر، وارث و جانشین پیامبر و بالاتر از همه‌ی اینها، به تایید قرآن کریم،[30] علی بن ابیطالب به منزله‌ی جان پیامبر است.

-    وصیت پیامبر: با آنکه از همان روز نخست که پیامبر مأموریت هدایت مردم را آغاز نمود، به بهانه‌‌های مختلف درباره‌ی علی و جانشینان پس از او صحبت می‌کرد، باز هم در آخرین سال حیاتش به امر خدا مردم را در مکانی به نام «غدیر خُم» جمع کرد تا یک بار دیگر جانشینان الهیِ پس از خود را به مردم معرفی کند. رسول خدا در اجتماع صد و بیست هزار نفریِ مسلمانان که از شهرها و قبایل مختلف دعوت پیامبر را لبیک گفته بودند، به صورت رسمی علی و یازده فرزند از نسل او را به عنوان پرچم هدایت و صراط مستقیم و خلیفه و جانشین پس از خود معرفی فرمود. چکیده‌ی سخنان پیامبر در غدیر و یا به عبارتی، عصاره‌ی وصیت ایشان، این بود که:

هر کس به دنبال سعادت و هدایت است، باید از این دوازده نفری که خدا برای جانشینیِ آخرین پیامبرش برگزیده، تبعیت کند.[31]

فضایل و مناقب امیر مومنان بسیار بیشتر از مواردی است که به اختصار بر شمرده شد.عدالت،[32] مردم داری،[33] یتیم نوازی،[34] سخاوت و بخشندگی،[35] دفاع از مظلومان و بی پناهان،[36] ... از دیگر ویژگی‌های بارز اخلاقیِ علی بن ابیطالب است که دوست و دشمن بر آن اذعان داشتند. اما واقعیت این است که علی بن ابیطالب با وجود همه‌ی ویژگی‌‌ها و امتیازات منحصر بفردش که او را از همه‌ی هم عصرانش برای جانشینیِ آخرین پیامبر خدا ارجح می‌کرد، انتخاب شده توسط خودِ خداوند بود.[37]

و به راستی کدام انگیزه و دلیل برای پذیرش امیر مومنان محکم‌تر از رضایت و امر خداست؟

   

انحراف از تشیّع

با آنکه خداوند متعال، علی بن ابیطالب را به عنوان جانشین پیامبرش انتخاب فرمود؛ و با وجودی که رسول خاتم، در همان زمان حیاتش از جمع گسترده‌ی مسلمانان بر پذیرش و پیروی از او بیعت گرفت،[38] عده‌ای منکر جانشینیِ امیر مومنان شدند.

چند نفری، بلافاصله پس از رحلت پیامبر، در حالی که هنوز جسم مبارک ایشان بر زمین بود،[39] مخفیانه جلسه‌ای در خارج از شهر ترتیب دادند تا شخصی را از بینِ خود به سرپرستیِ مسلمانان برگزینند. پس از زد و خورد بسیار و در و دعوای چند ساعته بر سر تصاحب این منصب،[40] بالاخره یک نفر در میان‌شان پیروز شد و به عنوان جانشین پیامبر معرفی گردید.

گرچه مسلمانان دو ماه و نیم پیش‌تر،[41] در حضور رسول خاتم با علی بن ابیطالب به عنوان سرپرستِ منتخب از جانب خدا بیعت کرده و با خداوند متعال عهد بسته بودند از بیعت‌شان دست نکشند، اما عده‌ای با وعده‌‌های مادی و دیگرانی با تهدید و ارعاب[42] به بیعت با فردی که منتخب آن جمع محدود بود، روی آوردند.

نتیجه‌ی چنین وقایعی جدایی بین مسلمانان و نهایتا تفکیک ایشان به دو دسته‌ی «سنّی» و «شیعه» شد. بدین ترتیب عده‌ای که بر اعتقاد خود مبنی بر جانشینی و رهبریِ علی بن ابیطالب به امر خدا، باقی ماندند، «شیعه‌ی علی» خوانده شدند.

با آنکه ظاهرا سیر جدایش اهل سنّت از تشیّع، با موضوع حکومت و مسائل سیاسی آغاز شد اما اختلافات میان این دو دسته از مسلمانان به مسائل دینی، اعتقادی و حتی فرهنگی – اخلاقی کشیده شد. چراکه شیعیان در مسائل اعتقادی و دستورات دینی به امیر مومنان و امامان پس از او که از جانب خدای متعال معرفی شده بودند، مراجعه می‌کردند؛ اما اهل سنّت از هر کس که پیامبر را دیده بود (اصطلاحا صحابی پیامبر بود) تبعیت می کردند. در حالی که لزوما عدالت، صداقت و علمِ همه‌ی اصحاب مورد تایید خدا و رسولش نبود و به شهادت تاریخ، گاهی اصحاب در شناخت ابتدایی‌ترین احکام دینی هم جهل داشتند.[43]

با وجود آنکه اصول اعتقادی و فقهیِ شیعه اصالتی الهی داشت و با آموزه‌های پیامبر و همچنین عقل و وجدان منطبق بود، اما به دلیل فشارهایی که از سوی خلفا بر آنان بود، شیعه همواره در اقلّیت بود و عقاید شیعیان برای مردم جهان ناشناخته ماند.

در این درسنامه تلاش شده خلاصه‌ای از مبانیِ اعتقادیِ شیعی بیان گردد تا جهانیان با حقیقت اسلام و تشیّع آشنا شوند.

   

Bullets نکات مهم این جلسه:

-    معنای لغوی «شیعه»، یاور، تابع و پیرو است اما به تدریج، این لفظ، معنای اصطلاحیِ ویژه‌ای پیدا کرد و تنها به پیروان علی بن ابیطالب اطلاق گردید.

-     مؤسس شیعه در اسلام، شخص رسول خاتم بود.

-    علی بن ابیطالب با وجود همه‌ی ویژگی‌‌ها و امتیازات منحصر بفردش که او را از همه‌ی هم عصرانش برای جانشینیِ آخرین پیامبر خدا ارجح می‌کرد، انتخاب شده توسط خودِ خدا بود.

-    با آنکه مسلمانان در حضور رسول خاتم با علی بن ابیطالب به عنوان سرپرستِ منتخب از جانب خدا بیعت کرده بودند، اما برخی با وعده‌های مادی و دیگرانی با تهدید و ارعاب، منکر جانشینیِ او شدند.

-    سیر جدایش اهل سنّت از تشیّع، ظاهرا با موضوع حکومت و مسائل سیاسی آغاز شد اما اختلافات میان این دو دسته از مسلمانان به مسائل دینی، اعتقادی و حتی فرهنگی – اخلاقی کشیده شد.

-     چون شیعیان به دلیل فشارهای وارده از سوی خلفا همواره در اقلّیت بودند، عقاید و باورهای‌شان برای مردم جهان ناشناخته ماند.

www.mohammadivu.org.MOHR

 

  

 

    

 

 

 

 Bulletsمطالب مرتبط

Lesson 1: An Introduction on the Advent of Shi’ism

     


[1] قاموس قرآن، ج 4، ص 95. ؛ مجمع البحرین، ج 4، ص 356.

[2] "... فَاسْتَغاثَهُ الَّذي مِنْ شيعَتِهِ عَلَى الَّذي مِنْ عَدُوِّهِ ..." یعنی: آن کسی که از شیعیانش (پیروان موسی) بود در مقابل دشمنش [از موسی] درخواست کمک کرد: قرآن کریم، سوره قصص، آیه 15.

[3] "... إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيم‏ ..." یعنی: همانا از شیعیانش ابراهیم بود: قرآن کریم، سوره صافات، آیه 83.

[4] به عنوان نمونه مورخان و محققان متعدد، اینگونه شیعه را تعریف نموده‌اند:

-    ابوالحسن اشعری (متکلّم و بنیانگذار اشاعره در قرن 3 و 4 قمری) می‌گوید: "وانّما قیل لهم الشیعة؛ لانّهم شایعوا علیا و یقدمونه علی سائر اصحاب رسول اللَّه صلى ‌الله ‌عليه ‌و آله ‌و سلم" یعنی: به شیعیان، به این جهت شیعه اطلاق می‌شود که از علی عليه‌السلام پیروی نموده و او را بر سایر اصحاب پیامبر صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله ‌و سلم مقدم می‌دارند: مقالات الاسلامیین، ص ۶۵.

-     شهرستانی (مورّخ و متکلّم شافعی اشعری در قرن 6 قمری) می‌گوید: "الشیعة هم الّذین شایعوا علیا علی الخصوص وقالوا بامامته وخلافته نصا ووصیة" یعنی: به کسانی که فقط از علی عليه ‌السلام پیروی نموده و امامت و خلافت او را به سبب نصّ و وصیت پذیرفته‌اند، شیعه اطلاق می‌شود: الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۰۷.

-      ابن خلدون (مورّخ و جامعه شناس سنّیِ مالکی مذهب در قرن 8 قمری) می‌نویسد: "الشیعة لغة هم الصحب و الاتباع و یطلق فی عرف الفقهاء و المتکلمین من الخلف و السلف علی اتباع علی و بنیه" یعنی: شیعه در لغت به معنای همراه و پیرو است، امّا در عرف فقیهان و متکلّمان به پیروان علی و اولاد او اطلاق می‌شود: مقدمه ابن خلدون، ص ۱۳۸.

-     شیخ مفید (فقیه و دانشمند شیعی در قرن 4 و 5 قمری) می‌گوید: "الشیعة من شایع علیا وقدمة علی اصحاب رسول اللَّه صلى ‌الله ‌عليه‌ و آله ‌و سلم اعتقد انّه الامام بوصیة من رسول اللَّه صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله ‌و سلم وبارادة من اللَّه تعالی ایضا" یعنی: به کسانی که از امام علی عليه ‌السلام پیروی نموده و او را بر دیگر صحابه مقدم داشته‌اند، شیعه گفته می‌شود. آن‌‌ها معتقدند که امام علی عليه‌ السلام پس از رسول خدا صلى ‌الله ‌عليه ‌و آله‌ و سلم به اراده خداوند متعال و وصیت پیامبر اکرم صلى ‌الله ‌عليه‌ و آله ‌و سلم به عنوان امام معرفی شده است: هویة التشیع، ص ۱۲، به نقل از شیخ مفید.

[5] حضرت محمد (ص) در آخرین سال حیات‌شان، از همه‌ی مسلمانان دعوت کردند از شهرها و روستاهای دور و نزدیک، در مکانی به نام «غدیر» گرد هم جمع شوند تا پیام مهم خدا را به آنها ابلاغ فرماید. در آن روز پیامبر به فرمان خدا، علی بن ابیطالب و 11 فرزند از نسل ایشان را به عنوان جانشین خود و سرپرست مردم معرفی نمودند. ماجرای غدیر هم در منابع شیعی و هم در کتب اهل سنت ذکر گردیده. به عنوان نمونه می‌توانید مراجعه کنید به: مستدرک حاکم نیشابوری، ج 3، ص 109 و 110. ؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 43، ح 116. ؛ بحارالانوار، ج 21، ص 383، ح 10: نقل از اعلام الوری.

[6] به عنوان نمونه برخی از تاریخ نگاران اهل سنّت، ظهور ‌‌تشیّع را از ماجرای سقیفه می‌دانند. مانند ابن خلدون: تاریخ ابن خلدون، ج ۳، ص ۳۶۴. (سقیفه نام مکانی است که عده‌ای مخفیانه در روز رحلت پیامبر در آنجا جمع شدند و تصمیم گرفتند به جای علی بن ابیطالب که از جانب خدا و رسولش به عنوان جانشین پیامبر معرفی شده بود و مردم با او بیعت کرده بودند، یکی از بین خودشان را به عنوان خلیفه انتخاب کنند) و یا بعضی دیگر، شکل گیری شیعه را به مرگ عثمان ربط می‌دهند. مانند ابن حزم اندلسی: الفِصَل، ج ۲، ص ۷۸.

[7] "و أخرج ابن عساكر عن جابر بن عبد الله قال كنا عند النبي صلى الله عليه و سلم فاقبل علي فقال النبي صلى الله عليه و سلم و الذي نفسي بيده ان هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة و نزلت إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (سوره بیّنه، آیه 7) فكان أصحاب النبي صلى الله عليه و سلم إذا أقبل علي قالوا جاء خير البرية": الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 6، ص 379. مضمون این روایت در کتب شیعی نیز به وفور وجود دارد. مانند: بحارالانوار، ج 65، ص 133. و تفسیر فرات الکوفی، ص 585، ذیل آیات 6 تا 8 سوره بیّنه. ؛ امّ سلمه - همسر پیامبر - نیز چنین نقل کرده: "کان النبی صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله ‌و سلم عندی فاتته فاطمة فتبعها علی - رض - فقال النبی صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله ‌و سلم: یا علی! انت واصحابک فی الجنة، انت وشیعتک فی الجنة" یعنی پیامبر نزد من بود که فاطمه و به دنبال او علی علیه السلام وارد شدند. پیامبر فرمود «ای علی؛ تو و شیعیانت در بهشت هستید»: جامع البیان، ج ۳۰، ص ۲۶۴. مضمون این روایت در کتب شیعی نیز وجود دارد. مانند: بحارالانوار، ج 65، ص 135 و 136.

[8] به اعتقاد شیعیان، همه‌ی اجداد پیامبر و امیر مومنان موحّد بودند. بنگرید به: بحارالانوار، ج 15، ص 117.

[9] به طور نمونه، به مواردی از خدمات عبدالمطلب که پدربزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلام بود، اشاره می‌نماییم:

-     عبدالمطلب چاه زمزم را که در جنگ‌های قبیله‌ای توسط یکی از سران قبایل کور شده بود، مجددا احیاء نمود و آن را رایگان در اختیار مردم قرار داد: البدایه و النهایه، ابوالفدا اسماعیل، ج ۲، ص ۲۴۴. ؛ تاريخ يعقوبى، ج 1، ص 206. ؛ سیره ابن هشام، ج 1، ص 45.

-    هنگامی که یکی از بستگان عبدالمطلب، مردی یهودی را به سبب آزار و اذیت‌هایی که داشت، کشت، عبدالمطلب به شدت ناراحت شد و با او قطع رابطه نمود و کوشید خون بهای یهودی را از وی بگیرد و به بازماندگان مقتول برساند: الکامل فی التاریخ (لابن اثیر)، ج ۲، ص ۱۵.

[10]ماجرای شکافته شدن دیوار کعبه و ولادت علی بن ابیطالب در خانه‌ی خدا مورد وثوق و تایید مورخان و محدثان شیعی و سنّی است. به عنوان نمونه به موارد ذیل اشاره می‌گردد:

- حاکم نیشابوری، که همه‌ی بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته‌اند، می‌نویسد: "روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب را در خانه کعبه به دنیا آورده": مستدرک الصحیحین، حیدرآباد هندوستان، 1324، ج 3،‌ ص 483.

- محمود آلوسی (صاحب تفسیر آلوسی) می‌نویسد: "ولادت امیرمؤمنان کرم الله وجهه در درون کعبه، در سراسر دنیا مشهور است و در کتابهای هر دو فرقه شیعه و سنی روایت شده و هرگز در مورد غیر ایشان چنین فضیلتی ثابت نشده": شرح القصیدة العینیة، ص 15.

- شیخ صدوق از دانشمندان شیعی می‌نویسد: "فاطمه بنت اسد مادر امیر مومنان كه نه ماهه به ایشان باردار بود، جلو[ی کعبه] آمد در حالى كه درد وضع حمل بر او چيره شده بود عرض كرد: پروردگارا، من به تو و به آنچه از نزدت آمده اعمّ از رسولان و كتب آسمانى مؤمن هستم، كلام جدّم ابراهيم خليل عليه السّلام را تصديق داشته و قبول دارم كه او بيت عتيق (كعبه) را بنا نهاده، پس به حقّ كسى كه اين بيت را ساخته و به حقّ مولودى كه در شكم دارم ولادتش را بر من سهل و آسان نما ... کعبه، از پشت شكافت و فاطمه بنت اسد داخل بيت گرديد و از ديدگان پنهان شد و ديوار هم آمد، اراده كردند قفل درب خانه خدا را بگشایند ولى در باز نشد. دانستند كه اين امر از جانب خدا است، سپس بعد از گذشت چهار روز در حالى كه امير مومنان در دست آن بانو بود از بيت خارج شد ...": علل الشرایع، ج 1، ص 135 و 136.

[11] المستدرك على الصحيحين، ج ۳، ص 666، ح ۶۴۶۳. ؛ السيرة النبويّة لابن هشام، ج ۱، ص ۲۶۲. ؛ تاريخ طبری، ج ۲، ص ۳۱۳. ؛ علل الشرائع، ص ۱۶۹. ؛ مناقب آل أبی طالب لابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۱۷۹. ؛ اعلام الورى، ج ۱، ص ۱۰۵.

[12] نخستین زنی که دعوت حضرت محمد به اسلام را پذیرفت، همسر مکرمه‌ی ایشان – بانو خدیجه سلام الله علیها – بود. به عنوان نمونه بنگرید به: اسد الغابة لابن اثیر جزری، ج 5، ص 434. و بحارالانوار، ج 38، ص 211.

و نخستین مردی که اسلام آورد، علی بن ابیطالب بود. به عنوان نمونه بنگرید به: مسند احمد، ج ۵، ص ۶۶۲، ح ۱۹۷۹۶. و بحارالانوار، ج 38، ص 211.

[13] مناقب آل أبی طالب لابن شهر آشوب، ج ‏1، ص 43.

[14] بنگرید به منابع مورد وثوق اهل سنت مانند: تاریخ طبری، ج ۲، ص 62 و ۶۳. ؛ کامل لابن اثیر، ج ۲، ص 40 و 41. ؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۱۱. و همچنین منابع شیعی مانند: بحارالانوار، ج 18، ص 215 و 216. ؛ و علل الشرایع، ج 1، ص 170.

[15] به عنوان نمونه در روز غدیر، پیامبر علی بن ابیطالب را به همگان نشان داد و فرمود: "مَعاشِرَالنّاسِ، ... هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی" یعنی: ای مردم ... اوست با تقوای پاکیزه هدایت کننده‌ی هدایت شده: بحارالانوار، ج 37، ص 210.

[16] "إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا" یعنی: همانا خداوند اراده کرده تا هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت عليهم ‌السلام دور کند و شما را کاملا پاک نماید: قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 33.

ده‌ها نفر از علمای اهل سنت، این آیه را در شأن رسول خاتم، دخترشان فاطمه زهرا، علی بن ابیطالب، حسن و حسین دانسته و به پاکی و عصمت ایشان بر اساس این آیه اقرار نموده‌اند. به عنوان نمونه ترمذی در صحیحش از عمر بن ابی سلمه نقل می‌کند که گفت: "نزلت هذه الایة علی النبی صلى ‌الله ‌عليه ‌و آله‌ و سلم: «انَّما یرید اللَّه ...» فی بیت امّ سلمه، فدعا النبی فاطمة و حسنا و حسینا فجلّلهم بکساء وعلی خلف ظهره ثم قال: اللّهمّ هؤلاء اهل بیتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا" یعنی: هنگامی که آیه تطهیر بر پیامبر در خانه‌ی ام سلمه نازل شد، پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین را دعوت کرد و سپس عبایش را بر روی آنان کشید و عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل بیت من هستند. پس رجس و پلیدی را از آنان دور کن و آنان را پاک فرما: صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۷. ؛ از منابع شیعی نیز می‌توان به عنوان نمونه رجوع کرد به: تفسیر برهان، ج 4، ص 442. ذیل آیه 33 سوره احزاب.

[17] "علی (ع) از آنان بود که در جنگ احد هنگامی که مردم گریختند، پایداری کرد و همراه پیامبر (ص) باقی ماند و تا پای جان و مرگ با پیامبر (ص) بیعت کرد ... در هیچ یک از جنگهای رسول خدا از شرکت در آن خودداری نکرد مگر جنگ تبوک که پیامبر (ص) او را در مدینه برای مواظبت از خانواده‌اش گماشت": طبقات ابن سعد، ترجمه‌ی محمود مهدوی دامغانی، ج 3، ص 16.

[18] در تمجید از این رفتار علی بن ابیطالب این آیه از قرآن کریم نازل شد: "ومِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرضاتِ اللَّه واللَّه رءُوفٌ بِالْعِباد" (سوره بقره، آیه ۲۰۷.) یعنی: برخی مردانند که از جان خود در طلب رضایت خداوند درگذرند و خداوند دوست دار چنین بندگانی است.

در منابع سنی چنین آمده که: "نزلت الایة فی علی حین هرب رسول اللَّه صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله ‌و سلم من المشرکین الی الغار مع ابی بکر و نام علی فراش النبی صلى ‌الله‌ عليه‌ و آله ‌و سلم" یعنی: این آیه در شأن علی نازل شد، هنگامی که رسول خدا صلى ‌الله‌ عليه‌ و آله ‌و سلم از دست مشرکین با ابوبکر به غاری پناه برد، علی در رخت خواب پیامبر خوابید: مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۴. همچنین ابن ابی الحدید می‌گوید: "و قد روی المفسرون کلهم آن قول اللَّه تعالی: «ومِنَ النّاسِ ...» انزلت فی علی لیلة المبیت علی الفراش" یعنی: تمام مفسران، روایت کرده‌اند که آیه‌ی فوق در شأن علی عليه‌السلام نازل شد، آن هم در شبی که آن حضرت در رخت خواب پیامبر آرمیده بود: شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۶۲.

علمای شیعه نیز همگی این آیه را در شأن امیر مومنان و مرتبط با «لیلة المبیت» یعنی شبی که امیر مومنان در بستر رسول خاتم خوابید تا جان پیامبر در امان بماند، می‌دانند. به عنوان نمونه بنگرید به: الامالی للطوسی، ص 446. ؛ مناقب آل أبی طالب لابن شهر آشوب، ج ‏2، ص 64 و 65.

[19] "عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي‏": تاریخ دمشق، ج 42، ص 449. ؛ بحارالانوار، ج 38، ص 28.

[20] "اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ": مستدرک حاکم، ج 3، ص 134. ؛ تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 205. ؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 246.

[21] به عنوان نمونه، می‌توان به آیات زیر اشاره نمود که در شأن امیر مومنان و در باب ایثار ایشان نازل شده است:

-    «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا* إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً» یعنی: و از روی دوستیِ خدا به مسکین و یتیم و فقیر، خوراک می‌دادند * [زبان حال شان اين است كه‏] همانا شما را براى خشنودى خداى مى‏خورانيم و از شما پاداش و سپاسى نمى‏خواهیم: قرآن کریم، سوه انسان، آیه 8 و 9.

-     «الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِالَّيْلِ وَ النَّهَارِ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُون» یعنی: كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مى‏كنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى‏شوند: قرآن کریم، سوره بقره، آیه 274.

[22] "إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏": بحارالانوار، ج 23، ص 105. ؛ "مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُخَّ فِي النَّار":نهایة ابن اثیر، ذیل ماده «زخّ». (این حدیث را هشت نفر از صحابه، هفت نفر از تابعین و صد و پنجاه نفر از علمای اهل سنّت نقل کرده‌اند.)

[23] یکی از عبارات نماز که در سوره‌ی حمد (فاتحة الکتاب) قرائت می‌شود عبارت است از: "اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم‏" یعنی: [بارخدایا؛ ما را به راه مستقیم هدایت بفرما: قرآن کریم، سوره فاتحه، آیه 6.

[24] پیامبر در روز غدیر خطاب به مردم فرمود: "مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ (سوره اعراف، آیه 181.)" یعنی: ای مردم، من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به تبعیت آن امر نموده، و سپس علی بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت‌اند، به حق هدایت می‌کنند و به یاری حق به عدالت رفتار می‌کنند: بحارالانوار، ج 37، ص 212.

[25] "أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِها مِن بَابِها (‏‏فَلْيَأْتِ الْبَاب)": مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۳۶. ؛ بحارالانوار، ج 40، ص 203.

[26] "هَذا عَلیّ ... خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي عَلَى مَنْ آمَنَ بِي و عَلیَ تَفسیرِ کتابِ الله عز وجل": بحارالانوار، ج 37، ص 209.

[27] "الْقُرْآنُ إِمَامٌ هَادٍ وَ لَهُ قَائِدٌ يَهْدِي بِهِ وَ يَدْعُو إِلَيْهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ هُوَ وَلِيُّ الْأَمْرِ بَعْدِي‏ ..." یعنی: قرآن پیشوایی است که هدایت می‌کند و برای آن فرمانده‌ای است که به سویش هدایت کند و با حکمت و سخن زیبا به سوی او دعوت نماید و او علی بن ابیطالب است او ولی امر بعد از من است ...: خصائص الائمة علیهم السلام، ص 75.

[28] "فَمَنْ عَمِيَ عَلَيْهِ مِنْ عَمَلِهِ شَيْ‏ءٌ لَمْ يَكُنْ عَلِمَهُ مِنِّي وَ لَا سَمِعَهُ فَعَلَيْهِ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ قَدْ عَلِمَ كَمَا قَدْ عَلِمْتُهُ ...": بحارالانوار، ج 2، ص 260.

[29] "عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏ ...": مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۳۴. ؛ بحارالانوار، ج 38، ص 35.

[30] خداوند متعال در جریان مباهله امیر مومنان را جان (نفس) پیامبر خواند. جریان مباهله از حوادث مهم و مشهور تاریخ اسلام است که به موجب آن پیامبر اسلام (ص) با اهل بیت خود جهت «مباهله» در مقابل مسیحیان نجران قرار گرفت. قرآن در این خصوص خطاب به پیامبر می‌فرماید: «فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه 61.) یعنی: پس هر کس درباره عیسی- بعد از علم و دانشی [که درباره عیسی] به تو رسید - با تو به محاجّه برخیزد به آنان بگو بیایید ما فرزندان خود را بخوانیم شما نیز فرزندان خود را، ما زنان خود را [صدا زنیم] شما نیز زنان خود را، ما نفس‌های خود را [بخوانیم] شما نیز نفس‌هایخود را، آن‌گاه [مباهله کنیم و] لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

شیعه و سنّی بر این که مراد از «انفسنا» در این آیه علی بن ابی طالب عليه ‌السلام است اجماع دارند. به عنوان نمونه، احمد بن حنبل نقل می‌کند: "... و لمّا نزلت هذه الایة «نَدعُ ابْناءَنا وابْناءَکمْ» دعا رسول اللَّه صلى ‌الله‌ عليه ‌و آله‌ و سلم علیا و فاطمة و حسنا و حسینا رضوان اللَّه علیهم اجمعین، فقال: اللّهمّ هؤلاء اهلی" یعنی: هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر (ص) علی، فاطمه، حسن و حسین را خواست، آنگاه عرض کرد: بار خدایا اینان اهل بیت من هستند: مسند احمد، ج ۱، ص ۱۸۵. همچنین بنگرید به: صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰. ؛ از منابع شیعی نیز می‌توان به این نمونه اشاره کرد که امام کاظم علیه السلام (هفتمین جانشین پیامبر) فرمود: "فكان تأویل أبنائنا الحسن و الحسین، و نسائنا فاطمة، و أنفسنا علی بن أبی طالب (علیهم السلام)" یعنی: در این آیه مقصود از پسران ما، حسن و حسین است و منظور از زنان ما، فاطمه و مراد از نفس‌‌های ما، علی بن ابیطالب است: تفسیر برهان، ج 1، ص630 و 631. ذیل آیه 61 سوره آل عمران.

[31] بنگرید به متن خطابه غدیر  به عنوان نمونه رسول خاتم در آن روز فرمودند: "مَعَاشِرَ النَّاسِ‏ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ ذَكَرْتُهُمْ‏ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً (قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 71.)" یعنی: ای مردم، هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگاری بزرگ دست یافته است: بحارالانوار، ج 37، ص 217.

[32] به عنوان نمونه‌ای از عدالت علی بن ابیطالب می‌توان به این گفته‌ی ابن ابی الحدید معتزلی به نقل از فضیل اشاره کرد که گفت: "آكد الأسباب في تقاعد العرب عن أمير المؤمنين ع أمر المال فإنه لم يكن يفضل شريفا على مشروف و لا عربيا على عجمي و لا يصانع الرؤساء و أمراء القبائل كما يصنع الملوك و لا يستميل أحدا إلى نفسه و كان معاوية بخلاف ذلك فترك الناس عليا و التحقوا بمعاوية" یعنی: مؤثرترین عاملی که مردم را از اطراف علی پراکنده نمود، عدالت او در تقسیم اموال بود، زیرا او اشراف را بر دیگران برتری نمی‌داد و عرب را بر عجم اولویت نمی‌داد و همچون پادشاهان با سران قبایل ساخت و ساز نمی‌کرد و هیچ کس را با بیت‌المال به سوی خود جلب نمی‌کرد ولی معاویه برخلاف او مردم را با بیت‌المال جذب می‌کرد، لذا این‌گونه افراد به سراغ معاویه می‌رفتند: شرح نهج البلاغه (لابن ابی الحدید)، ج 2، ص 197.

[33] به عنوان نمونه‌ای از مردم داریِ علی بن ابیطالب می‌توان به سفارش ایشان به یکی از مسوولان اشاره کرد که فرمود: "فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ لَهُمْ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ عَلَيْهِمْ ...‏" یعنی: بالهایت را برای مردم بگستر (با مردم فروتن باش)، نرمخو و مهربان باش، گشاده‌رو و خندان باش، در نگاه کردن به آنها به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان‌ها در عدالت تو مأیوس نگردند: نهج البلاغه (للصبحی صالح)، نامه 27، ص 383. و شرح نهج البلاغه (لابن ابی الحدید)، ج 15، ص 163.

[34] علی بن ابیطالب آنچنان نسبت به یتیمان، مهربانی و تواضع نشان می‌داد که وقتی مردم محبت‌های ایشان را با یتیمان می‌دیدند، می‌گفتند ای کاش ما هم یتیم بودیم: "رَأَيْتُ عَلِيّاً ع يَدْعُو الْيَتَامَى فَيُطْعِمُهُمُ الْعَسَلَ حَتَّى قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي كُنْتُ يَتِيما": بحارالانوار، ج 41، ص 29. ایشان در وصیت خود به شدت بر مراقبت از یتیمان تاکید نمود و فرمود: "اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُم‏" یعنی: شما را به خدا؛ شما را به خدا که درباره‌ی یتیمان مراقب باشید. مبادا گرسنه بمانند و در جامعه‌ی شما تباه شوند: بحارالانوار، ج 72، ص 14.

[35] بخشندگی و سخاوت علی بن ابیطالب تا آنجا بود که حتی دشمنانش به این موضوع اقرار داشتند. به عنوان نمونه، معاویه که با امیرمومنان دشمن بود، به مردی که برای چاپلوسی نزد او حضرت علی را فردی بخیل خوانده بود، با عصبانیت گفت: "وَيْحَك‏ ... لَوْ مَلَكَ بَيْتاً مِنْ تِبْرٍ وَ بَيْتاً مِنْ تِبْنٍ لَأَنْفَدَ تِبْرُهُ قَبْلَ تِبْنِهِ وَ هُوَ الَّذِي كَانَ يَكْنُسُ بُيُوتَ الْأَمْوَالِ وَ يُصَلِّي فِيهَا وَ هُوَ الَّذِي قَالَ يَا صَفْرَاءُ وَ يَا بَيْضَاءُ غُرِّي غَيْرِي‏" یعنی: وای برتو ... اگر علی انباری پر از طلا و انبار دیگری پر از کاه داشته باشد، اول طلا را‌‌ می‌بخشد و بعد، انبار کاه را. او کسی است که همه‌ی بیت المال را‌‌ می‌بخشید و در مکان بیت المال که گویا جارو زده بود به نماز‌‌ می‌ایستاد و‌‌ می‌گفت: ای زرد و سفید (ای طلا و نقره) کسی غیر از علی را فریب دهید: بحارالانوار، ج 41، ص 144. ؛ سند اهل ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سنّت: شرح نهج البلاغة (لابن أبي الحديد)، ج 1، ص 22.

[36] به عنوان نمونه هنگامی که به علی بن ابیطالب خبر می‌رسد عده‌ای به زور، زیورآلات دختری یهودی را ربوده‌اند و مردم هیچ دفاعی از او نکرده‌اند، با ناراحتی فراوان می‌فرماید: "وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا، مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ، مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ، وَ لَا أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ. فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً، مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيرا" یعنی: شنيده‌ام كه يكى از تجاوزگران بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‌ی زنی از یهود را ربوده در حالی که آن زن جز آنكه از او ترحم جويد چاره‌اى نداشته است. آنها پيروزمندانه، با غنايم، بى آنكه زخمى بردارند، يا قطره اى از خونشان ريخته شود، بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است: بحارالانوار، ج 34، ص 64. و در وصیت نامه‌ی خود فرمود: "كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ نَاصِراً" یعنی: برای ظالم، دشمن باشید و برای مظلوم، یاور: بحارالانوار، ج 42، ص 245.

[37]خداوند متعال به رسول خاتم فرمود چنانچه دوازده جانشین پس از خود را به مردم معرفی نکند، رسالت و ماموریتش را انجام نداده: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس" یعنی: ای پیامبر برسان آنچه در حق علی از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را نرساندهای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند: قرآن کریم، سوره مائده، آیه 67. پس از آنکه رسول خاتم به مردم تاکید کرد علی بن ابیطالب و یازده امام پس از او، انتخاب شده توسط خدا برای جانشینیِ رسولش هستند، یکی از میان جمع از روی کینه و دشمنی گفت: «اگر واقعا راست می‌گویی که این حرفها از جانب خداست پس خدایا، سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست» بلافاصله پس از آنکه این حرف را زد، سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و در جا کشته شد. با این معجزه هیچ شکی برای کسی باقی نماند که علی بن ابیطالب و فرزندانش انتخاب شده‌ی خود خدا هستند. این واقعه هم در اسناد شیعی و هم در منابع سنی نقل شده است. از آثار شیعی می‌توان به «تفسیر برهان، ج 5، ص 484» ذیل آیات ابتدایی سوره معارج (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم * سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِلْکَافِرینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعَارِجِ ...) اشاره کرد. از منابع مربوط به اهل تسنن هم که به این حادثه استناد کرده‌اند نیز می‌توان به این موارد اشاره کرد: تفسیر غریب القرآن، حافظ أبو عبید الهروی ؛ تفسیر شفاء الصدور، أبو بكر النقاش الموصلی البغدادی ؛ تفسیر الكشف والبیان، أبو إسحاق الثعلبی النیسابوری ؛ دعاة الهداة إلى أداء حق الموالاة، الحاكم أبو القاسم الحسكانی.

[38]رسول خاتم در روز غدیر پس از معرفی امیر مومنان به عنوان جانشین پس از خود، فرمود: "مَعَاشِرَ النَّاسِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ بَايِعُوا عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ ع كَلِمَةً طَيِّبَةً بَاقِيَةً يُهْلِكُ اللَّهُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَفَى فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً (سوره فتح، آیه 10.)" یعنی: ای مردم، تقوای خدا را پیشه کنید و با علی امیر المؤمنین بیعت کنید و با حسن و حسین و امامان از ایشان در دنیا و آخرت، به عنوان امامتی که در نسل ایشان پاک و باقی است بیعت کنید. خداوند بیعت شکنان را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار می‌دهد. و هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته، و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظیمی عنایت می‌فرماید: بحارالانوار، ج 37، ص 216.

[39]در دین اسلام، جنازه‌ی کسی که از دنیا رفته را دفن می‌کنند. هنگامی که پیامبر از دنیا رفتند، عده‌ای که به دنبال تصاحب جایگاه ایشان بودند، حتی فرصت ندادند جسم رسول خدا به خاک سپرده شود.

[40]منابع تاریخی بر اینکه عده‌ای بر سر جاشینی پیامبر با یکدیگر در گیر شدند تصریح دارند. مثلا حباب بن منذر، از انصار، بر روی مهاجران شمشیر کشید. سعد بن عباده نیز که می‌خواست خودش جانشین پیامبر شود، در حالی که نزدیک بود زیر دست و پای مهاجران لگدمال شود، ریش عمر را گرفته بود و می‌کشید. بنگرید به: تاریخ الأمم و الملوک طبری، ج ۳، ص۲۲۰ تا ۲۲۳. ؛ السیره الحلبیه حلبی، ج ۳، ص ۳۵۹. ؛ السیره النبویه ابن هشام، ج ۴، ص ۳۰۸ تا ۳۱۰. ؛ ابن حبان، ج ۲، ص۱۵۲ تا ۱۵۶.

[41]ماجرای غدیر و بیعت مسلمانان با امیر مومنان در 18 ذی الحجه سال 10 هجری اتفاق افتاد و پیامبر 70 روز بعد (در 28 صفر سال 11 هجری) از دنیا رفتند.

[42]به عنوان نمونه شیخ مفید به نقل از ابو مخنف می‌گوید به گروهى از اعراب بادیه گفته شد در ازاى بیعت با خلیفه‌ی تعیین شده به جای علی بن ابیطالب، آن چه نیاز دارید از خواربار و آذوقه - بى هیچ عوضى - بگیرید و به سوى مردم بروید و آنان را وادار به بیعت کنید و هر که امتناع کرد، بر سر و پیشانى‌اش بکوبید! راوى مى گوید به خدا قسم دیدم که آن قبیله‌ى بدوى بلا فاصله کمربندها را محکم کردند و دستارها بر گردن حمایل نموده و با چوب دستى به مردم حمله کردند و با آن محکم به مردم مى زدند و آنان را به زور وادار به بیعت مى‌کردند: "كان جماعة من الأعراب قد دخلوا المدينة ليمتاروا منها فشغل الناس عنهم بموت رسول الله ص فشهدوا البيعة و حضروا الأمر فأنفذ إليهم عمر و استدعاهم و قال لهم خذوا بالحظ و المعونة على بيعة خليفة رسول الله ص و اخرجوا إلى الناس و احشروهم ليبايعوا فمن امتنع فاضربوا رأسه و جبينه قال فو الله لقد رأيت الأعراب قد تحزموا و اتشحوا بالأزر الصنعانية و أخذوا بأيديهم الخشب و خرجوا حتى خبطوا الناس خبطا و جاءوا بهم مكرهين إلى البيعة": الجمل (للمفید)، ص 119. ؛ ابن ابی الحدید معتزلی نیز می‌نویسد: "و هم محتجزون بالازر الصنعانیة لا یمرون باحد الاخبطوه، و قدموه فمدوا یده فمسحوها على ید ابى بکر یبایعه، شاء ذلک او ابى" یعنی: و آنها (بنی اسلم) که خود را با پوششهای صنعانی پوشانده بودند به هیچ کس برخورد نمی‌کردند مگر آنکه او را به سختی می‌زدند و [سپس به نزد خلیفه‌ی تعیین شده] می‌آوردند و دستش را می‌کشیدند و بر روی دست ابوبکر مسح می‌دادند تا بیعت کرده باشد، هرچند که او خودش می‌خواست و یا خودداری می‌کرد: شرح نهج البلاغه (لابن ابی الحدید)، ج 1، ص 219.

[43]به عنوان مثال، هم در منابع شیعی و هم در منابع اهل سنت، به این موضوع پرداخته شده که خلیفه‌ی دوم (عُمَر بن خطاب) در موارد متعددی حکم صحیح اجرای مسائل را نمی‌دانسته و هنگامی که حضرت علی علیه السلام پاسخ را تبیین فرموده، عُمَر اقرار نموده: «لَوْ لَا عَلِيٌ‏ لَهَلَكَ‏ عُمَر» یعنی اگر علی نبود، عُمَر هلاک شده بود. یکی از این موارد، ذیل دستور عُمَر به کشتن زنی بود که فرزندش شش ماهه به دنیا آمده بود و به همین دلیل شوهرش به او تهمت زده بود که حتما قبل از ازدواج با او با فرد دیگری رابطه داشته و این بچه، فرزند او نیست. وقتی حضرت علی متوجه شد عُمَر چنین حکمی داده سریعا مداخله نمود و با استناد به آیه‌ی قرآن امکان تولد کودک در شش ماهگی را اثبات کرد. بدین ترتیب آن مادر بیگناه، از کشته شدن در اثر حکم نابجای عمر جان سالم به در برد. بنگرید به: استيعاب (لابن عبدالبر )، ج 3، ص 1103. ؛ بحارالانوار، ج 30، ص 110 و 111. ؛ غیر از اینگونه موارد، اصحاب در تبیین و فهم آیات قرآن نیز دچار مشکل و سردرگمی بودند. به عنوان نمونه وقتی از ابوبکر (اولین خلیفه‌ای که بر مسند جانشینی پیامبر نشست) درباره‌ی معنای آیه‌ی 31 سوره‌ی عبس سوال کردند، معنایش را نمی‌دانست و ناگزیر شدند به حضرت علی علیه السلام مراجعه نمایند: بحارالانوار، ج 40، ص 247.

   

 
 
امروز:امروز:1540
این هفته:این هفته:13502
در مجموع:در مجموع:3052276
Center
Pagerank