پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397   11. شعبان 1439
 
instagram twtr fbk telegram Aparat

شیعه کیست و چه می گوید؟ -درس نهم: اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

شیعه کیست و چه می‌گوید ؟

   

درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی

با اهتمام: زهرا مرادی

      

در دوره‌ی «شیعه کیست و چه می‌گوید؟ » درباره‌ی ظهور تشیّع و مبانیِ اعتقادیِ شیعه و در واقع، معرفی اسلام حقیقی سخن خواهیم گفت.

    

درس نهم: اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید شیعه    

در جلسات گذشته درباره‌ی مبانی تفکر شیعه (علم و عقل) صحبت شد و اصول اعتقادی تشیّعمورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه، اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید شیعه را بیان خواهیم نمود.

   

نتیجه‌ی باورداشت اصول اعتقادی تشیّع بر رفتار انسان

-    خودکنترلی:

کسی که به «توحید» با تعریفی که در درس سوم  به آن اشاره شد، اعتقاد داشته باشد، خداوند متعال را آگاه‌تر از خود به احوال و نیات و کردار خویش می‌داند. [1]

شاید در نگاه اول، این موضوع، یک مسئله‌ی بدیهی و عادی به نظر بیاید و مورد پذیرشِ همه‌ی موحدان باشد، اما واقعیت این است که کمتر زمانی به این موضوع توجه می‌شود. دلیلِ این مدعا آن است که بسیاری از کارهای قبیحی را که در تنهایی به راحتی انجام می‌دهیم، در حضور دیگری – حتی اگر کودکی کم سن و سال باشد – حیا می‌کنیم و از انجام‌شان منصرف می‌شویم. اما خداوند را به اندازه‌ی وجود همان کودک، حاضر و شاهد نمی‌بینیم و از کارهای ناشایست حَذَر نمی‌کنیم.

امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین رسول خاتم) در این‌باره چنین تذکر می‌دهند:

«طوری خدا را در نظر داشته باش که گویی او را می‌بینی. زیرا اگرچه او را نمی‌بینی اما او تو را می‌بیند. اگر شک داری که خداوند تو را می‌بیند پس به [او] کافر شده‌ای و اگر یقین داری که او تو را می‌بیند و [با این حال] آشکارا معصیتش می‌کنی، پس به درستی که او را بی ارزش‌ترین ناظران درباره‌ی خود پندانشته‌ای»[2]

شیعه‌ی حقیقی، زیر نظر مربیانی همچون امام صادق علیه السلام، به گونه‌ای تربیت شده که خداوند متعال را همواره ناظر و آگاه بر رفتارش می‌بیند و در نتیجه حتی در جایی که ظاهرا هیچ مجری قانونی وجود ندارد و جریمه و تنبیهی از سوی دیگران او را تهدید نمی‌کند، «خودکنترل» است. چنین فردی از انجام هرگونه عمل قبیح و غیر عقلانی در محضر پروردگار، حیا می‌کند.[3]

   

-    خیرخواهی و امان:

کسی که تحت آموزه‌های رسول رحمت و اهل بیت پاکش تربیت شده باشد، دیگران همواره از دست و زبان و نیّات او در امان هستند. رسول خاتم می‌فرمایند:

«ای مردم، هیچ بنده‌ای مسلمان به حساب نمی‌آید، مگر اینکه مردم از دست و زبانش آسوده باشند.»[4]

امیر مومنان نیز می‌فرمایند:

«آنچه را برای خود می‏‌پسندی برای دیگران نيز دوست بدار و آن چه را که نسبت به خود نمی‏‌پسندی برای دیگران نيز مپسند ...»[5]

به راستی اگر مردم جهان تنها همین یک آموزه از اهل بیت را که فرمودند «هرچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند ...» رعایت کنند، دنیا چه گلستانی خواهد شد! دیگر کسی به حق دیگران تجاوز نمی‌کند؛ کسی کم فروشی نمی‌کند؛ دروغ نمی‌گوید؛ خیانت نمی‌کند؛ فخر نمی‌فروشد؛ ظلم نمی‌کند؛ تهمت نمی‌زند؛ دشنام نمی‌دهد؛ کسی طبیعت را آلوده نمی‌کند؛ قوانین راهنمایی رانندگی را زیر پا نمی‌گذارد؛ ...

     

-    عقل گرایی:

یک شیعه‌ی واقعی می‌داند نزد خداوند متعال، عملی ارزشمند است که از روی «عقل» ناشی شده باشد.[6] پس هم در پرستش خداوندگار به بیراهه نمی‌رود، هم در رفتارش با مردم حقی را نا حق نمی‌کند و هم مرتکب فعلی نمی‌شود که برای جسم و روحش ضرر داشته باشد. چنین شخصی به سبب عقل گرایی، مشاوری خوب، همنشینی امین و دوستی قابل اعتماد است.

   

-    صداقت:

هیچ مکتب، مذهب و مرامی نیست که برای «صداقت» ارزش قائل نباشد. اما این موضوع، در تشیّع به اندازه‌ای مهم است که پیش نیاز دینداری و پایه‌ی اصلیِ ایمان دانسته می‌شود.[7] یعنی کسی که راستگو و صادق نباشد، در آموزه‌های شیعی، نه دیندار است و نه مومن! از همین رو اهل بیت علیهم السلام چنین هشدار می‌دهند که اگر می‌خواهید ببینید شخصی دیندار و قابل اعتماد است، فریب نماز و روزه و ظاهر عباداتش را نخورید؛ بلکه ببینید چقدر راستگو و امانتدار است.[8]

این صداقت باید هم در نیت، هم در کلام و هم در رفتار فرد جاری باشد.[9] شیعه مفتخر است که اهل بیت علیهم السلام از جانب خدای متعال مصداق بارز صداقت معرفی شده‌اند و به مومنان امر شده از ایشان که الگوی صداقت و راستی هستند پیروی کنند.[10]

   

-    امانتداری و تعهد:

یکی دیگر از نتایج تربیت شیعی «امانتداری» است. شیعه‌ی حقیقی امین مردم است و در مالی که به وی سپرده شده، یا در مورد رازی که از کسی می‌داند، درباره‌ی عهدی که با کسی بسته، ... خیانت نمی‌کند. چراکه در مکتب تربیتی اهل بیت علیهم السلام چنین آموخته که امانت را به صاحبش برگرداند حتی اگر آن فرد دشمنش باشد یا فاجر و بدکردار باشد![11] در این مسیر، والاترین الگوی شیعه، رسول خاتم است که در بین دوست و دشمن به «محمد امین» شهره بود.[12] رسول خاتم آنچنان به امانتداری پایبند بود که حتی وقتی مشرکان و کفار مکه نقشه‌ی ترور ایشان را کشیدند و پیامبر مجبور شد مکه را به قصد مدینه ترک کند، دل‌نگران امانت‌هایی بود که از همان مشرکان مکه در دست داشت. به همین سبب امانت‌های ایشان را به علی بن ابیطالب سپرد که در اولین فرصت همه را به صاحبان‌شان بازگرداند و تا این ماموریت را انجام نداده، به پیامبر در مدینه ملحق نشود.[13]

   

-    حق پذیری:

شیعه‌ی حقیقی، حق‌پذیر است. اگر چیزی را حق یافت، عناد نمی‌ورزد،[14] لجاجت نمی‌کند،[15] تعصب به خرج نمی‌دهد،[16] حسادت نمی‌کند،[17] طمع نمی‌ورزد؛[18] بلکه با خضوع تمام می‌پذیرد اگرچه برایش تلخ و سخت باشد.[19]او در مکتب تربیتی اهل بیت علیهم السلام آموخته: «آن کس كه از حق روى بگرداند سرانجام بدی در انتظارش خواهد بود»[20] و «هرکس با حق در بیفتد، نابود می‌گردد»[21]. در مقابل، هرکس حق‌پذیر باشد، به رستگاری و نجات می‌رسد.[22]

   

-     تلاش و دوری از خمودگی

در مکتب تشیّع، به کار و تلاش، قویا توصیه شده و از تنبلی و خمودگی نهی شده است.[23] در آموزه‌های شیعی تلاش برای کسب روزیِ حلال، عبادت محسوب می‌شود[24]و خداوند، بنده‌ای را که زیاد می‌خوابد و بیکار است، دوست ندارد.[25] همچنین، شیعیان به داشتنِ پشتکار و استقامت در انجام کار خیر و عاقلانه‌ای که آغاز کرده‌اند، سفارش شده‌اند.[26]

   

-     احترام به حقوق انسان‌ها و حیوانات

در روزگارانی که هرکس زورش بیشتر بود، بیشتر ظلم می‌کرد و به این رفتار مباهات می‌کرد، رسول رحمت مردم را نه تنها به رعایت حقوق همنوع، بلکه به رعایت حقوق حیوانات دعوت می‌نمود. مثلا می‌فرمود:

«حیوان شش حقّ به گردن صاحب خود دارد: هر گاه از آن پیاده شد علفش دهد، هرگاه از آبى گذشت آبش دهد، به ناحقّ آن را نزند، بیشتر از قدرتش آن را بار نكند، بیشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زیادى روى آن درنگ نكند.»[27]

شیعه‌ی حقیقی کسی است که به پیروی از پیامبر و اهل بیتش حقوق دیگران از جمله حق پدر و مادر، حق فرزند، حق همسایه، حق استاد، حق شاگرد، حق زیردست، حق کارفرما، حق حیوانات، حق طبیعت و ... را ادا کند.[28]

علاوه بر موارد فوق که به عنوان نمونه‌هایی از اخلاق شیعی نام برده شد، نکات اخلاقیِ بسیارِ دیگری از جانب رسول خاتم و اهل بیت پاکش به پیروان‌شان سفارش شده که به دلیل کثرت از پرداختن به همه‌ی آنها خودداری می‌کنیم. مواردی مانند: گشاده رویی،[29] عذرپذیری،[30] پرده پوشی و رازداری،[31]عفو به هنگام قدرت،[32] پاکیزگی،[33]خوش قلبی و دل رحمی،[34]توکل به خداوند قادر و متعال،[35]داشتن روحیه‌ی شکرگزاری،[36]...

اهل بیت علیهم السلام به عنوان مربیان الهی همواره به پیروان خویش تاکید می‌کردند با رعایت این نکات عقلانی و تربیتی، زینتی برای ایشان و اسلام باشند؛ نه اینکه از سیره‌ی امامان فاصله بگیرند و با پیروی از هوای نفس، باعث بدنامیِ اسلام و مسلمین شوند. لذا شیعه‌ی حقیقی برای اسلام، برای پیامبر و برای اهل بیت علیهم السلام «زینت» محسوب می‌شود.

امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) خطاب به پیروان‌شان فرمودند:

"شیعیان ما اهل هدایت و تقوا، اهل خیر و نیكی و اهل ایمان و پیروزی و موفقیت هستند.[37]

از پدرم شنیدم که می‌فرمود همواره بهترین افراد در جامعه از میان پیروان ما اهل بیت بوده‌اند. اگر [عالِم دینی و] فقیهى [در میان مردم] بوده از میان آنها (شیعیان) بوده؛ اگر مؤذّنى بوده از آنان (شیعیان) بوده؛ اگر مقتدا و رهبری بوده از آنان بوده؛ اگر امانتدارى بوده از میان ایشان بوده؛ اگر صاحب ودیعه‌اى بوده از آنان بوده است، پس شما نیز این چنین، ما را محبوب مردم گردانید و منفور ایشان مسازید.[38]

زینت ما باشید؛ نه اینکه باعث ملامت و سرزنش ما گردید. پس با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیادهروی و زشتگویی بازدارید.[39]"

‏   

از خداوند مهربان طلب می‌کنیم به ما نیز توفیق دهد تا در صراط مستقیمش و بر اساس تربیت هدایتگران آسمانی اش گام برداریم و برای ایشان زینت باشیم؛ نه آنکه مایه‌ی شرمساری و ملامت ایشان گردیم.

   

Bullets نکات مهم این جلسه:

-    کسی که به اصول اعتقادی تشیّع حقیقتا باور داشته باشد، محاسن اخلاقی ویژه ای در او پدیدار می‌گردد. مانند:

 

O   خودکنترلی

O   خیرخواهی و امان

O   عقل گرایی

O   صداقت

O   امانتداری و تعهد

O   حق پذیری

O   تلاش و دوری از خمودگی

O   احترام به حقوق دیگران (خدا، انسان ها، حیوانات، ...)

O   گشاده رویی، عذرپذیری، پرده پوشی و رازداری، عفو به هنگام قدرت، پاکیزگی، خوش قلبی و دل رحمی، توکل به خداوند قادر و متعال، داشتن روحیه‌ی شکرگزاری ...

-   شیعه‌ی حقیقی با رعایت نکات عقلانی و تربیتی که از مکتب اهل بیت علیهم السلام آموخته، برای اسلام، برای پیامبر و برای امامان علیهم السلام «زینت» محسوب می‌شود.www.mohammadivu.org.MOHR 

   

   

   

     

 


[1] امیر مومنان می فرماید: "قَدْ عَلِمَ السَّرَائِرَ وَ خَبَرَ الضَّمَائِرَ لَهُ الْإِحَاطَةُ بِكُلِّ شَيْ‏ء‏‏" یعنی: [خداوند متعال] خداوند به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه با خبر است و به همه چیز احاطه دارد: بحارالانوار، ج 4، ص 319.

[2] "خَفِ‏ اللَّهَ‏ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ فَإِنْ شَكَكْتَ أَنَّهُ يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ أَيْقَنْتَ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَارَزْتَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ أَهْوَنَ النَّاظِرِينَ إِلَيْك‏‏": بحارالانوار، ج 5، ص 324.

[3] در مکتب تربیتی تشیّع، «حیا» ناشی از ایمان است. امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَان‏" یعنی: حیا از ایمان است: بحارالانوار، ج 68، ص 29. و معنای حیا در لغت عرب، بازداشتنِ نفس از انجام کارهای قبیح است: "الْحَيَاءُ: انْقِباضُ‏ النَّفْسِ‏ عن‏ القَبائِح‏": مفردات الفاظ قرآن، ص 270.

[4] "ایهَا النّاسُ، انَّ العَبدَ لا یکتَبُ مِن المُسلِمینَ حَتّی یسلَمَ النّاسُ مِن یدِهِ وَ لِسانِهِ‏": بحارالانوار، ج 74، ص 177.

[5] "فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا ...‏‏": بحارالانوار، ج 74، ص 222.

[6] بنگرید به درس دوم (مبانی اصلی تفکر شیعی)  از همین درسنامه

[7] امیر مومنان می‌فرماید: "الصِّدْقُ رَأْسُ الدِّين‏": نسبت راستگویی در دین مانند نسبت سر است در بدن: غررالحکم و دررالکلم، ص 36. ؛ همچنین می‌فرماید: "الصِّدْقُ أَقْوَى دَعَائِمِ الْإِيمَان‏" یعنی: راستگویی محکم‌ترین پایه‌ی ایمان است: همان، ص 84 و 85.

[8] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة"یعنی: فریب نماز و روزه‌ی مردم را نخورید؛ زیرا آدمى، گاه چنان به نماز و روزه خو می‌کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس می‌کند؛ بلکه آنان را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید: کافی، ج 2، ص 104.

[9] امیر مومنان می‌فرماید: "أَدْنَى حَدِّ الصِّدْقِ أَنْ لَا يُخَالِفَ اللِّسَانُ الْقَلْبَ وَ لَا الْقَلْبُ اللِّسَان‏" یعنی: پایین‌ترین حد راست‌گویى این است که زبان با دل یکسان باشد و با هم مخالفتى نداشته باشند: بحارالانوار، ج 68، ص 11.

[10] رسول خاتم در تبیین آیه‌ی «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِين‏» (ای ایمان آورندگان خدا را مراعات کنید و با «راستگویان» باشید (از آنها پیروی کنید): سوره توبه، آیه 119) به سلمان فرمود: "وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَوْصِيَائِي مِنْ بَعْدِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة" یعنی: مقصود از «صادقین» به صورت خاص، علی بن ابیطالب و اوصیای من پس از او تا قیامت هستند: بحارالانوار، ج 33، ص 149.

[11] به عنوان نمونه امام باقر علیه السلام (پنجمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "ثَلَاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْن‏" یعنی: خداوند اجازه‌ی ترک سه چیز را به هیچ كس نداده: رد امانت [به صاحبش] چه نیكوكار باشد چه بدكار؛ وفای به عهد و پیمان نسبت به هر کس چه نیکوکار باشد چه بدکار؛ نیکی به پدر و مادر حتی اگر بدکار باشند: کافی، ج 2، ص 162. ؛ امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز فرمود: "إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر" یعنی: خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نکرد مگر با راستگویی و ادای امانت به نیكوكار و بدكار: کافی، ج 2، ص 104.

[12] ابن حیون، نعمان بن محمّد مغربى‏، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام‏، ج 1، ص 182.

[13] "كَانَ عِنْدَهُ ص‏ وَدَائِعُ بِمَكَّةَ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يُهَاجِرَ أَوْدَعَهَا أُمَ‏ أَيْمَنَ‏ وَ أَمَرَ عَلِيّاً ع بِرَدِّهَا": مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص 7 و 8.

[14] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ عَانَدَ الْحَقَّ كَانَ اللَّهُ خَصْمَه‏" یعنی:‏ كسى كه با حق دشمنى كند خداى تعالى خصم [و طرف نزاع] او باشد: غررالحکم و دررالکلم، ص 597.

[15] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "سِتَّةٌ لَا تَكُونُ فِي مُؤْمِنٍ: الْعُسْرُ وَ النَّكَدُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْكَذِبُ وَ الْحَسَدُ وَ الْبَغْي‏" یعنی: شش [صفت] در مؤمن نيست: سخت گيرى، بى خيرى، حسادت، لجاجت، دروغگويى و تجاوز: بحارالانوار، ج 64، ص 301. ؛ رسول خاتم می‌فرماید: "إِيَّاكَ وَ اللَّجَاجَةَ فَإِنَّ أَوَّلَهَا جَهْلٌ وَ آخِرَهَا نَدَامَة" یعنی: از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است: بحارالانوار، ج 74، ص 67.

[16] رسول خاتم می‌فرماید: "مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ عَصَبِيَّةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ" یعنی: هر کسی در دلش به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی تعصب باشد، خداوند روز قیامت او را با اعراب جاهلیت محشور می‌کند: بحارالانوار، ج 70، ص 284. ؛ همچنین می‌فرماید: "مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِه‏" یعنی: هر کس تعصب بورزد، یا دیگران به خاطر او تعصب بورزند [و او از به این مطلب راضی باشد]، رشته‌های ایمان را از گردن خود بازگردانده است: همان، ص 283.

[17] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "إِيَّاكُمْ أَنْ يَحْسُدَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْكُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَد" یعنی: از حسد ورزى به یکدیگر بپرهیزید، زیرا ریشه کفر، حسد است: بحارالانوار، ج 75، ص 217. همچنین بنگرید به کلام امام صادق علیه السلام در پاورقی شماره 15.

[18] امیر مومنان می‌فرماید: "أَعْظَمُ النَّاسِ ذُلًّا الطَّامِعُ الْحَرِيصُ الْمُرِيب‏" یعنی: ذليل ترين مردم، كسى است كه طمعكار، حريص و وسوسه گر باشد: غررالحکم و دررالکلم، ص 210. ؛ همچنین امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "... الَّذِی یُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ" یعنی: آنچه ایمان را از بنده بیرون می‌کند، طمع است: بحارالانوار، ج 70، ص 168.

[19] امام حسین علیه السلام (سومین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "اِصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا" یعنی: برای حق، بردبار باش اگر چه تلخ و ناگوار باشد: بحارالانوار، ج 67، ص 184. امیر مومنان می‌فرماید: "اصْبِرْ عَلَى مَضَضِ مَرَارَةِ الْحَقِّ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَنْخَدِعَ لِحَلَاوَةِ الْبَاطِل‏" یعنی: بر تلخى حق صبر كن، و بپرهيز از اين كه فريب شيرينى باطل را بخورى: غررالحکم و دررالکلم، ص 149.

[20] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ نَكَبَ عَنِ الْحَقِّ ذُمَّ عَاقِبَتُه‏‏" یعنی: كسى كه از حق روى بگرداند عاقبتش نكوهيده شود: غررالحکم و دررالکلم، ص 629.

[21] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَك‏" یعنی:هر كس براى كارزار با حق رو در روى آن قرار گيرد نابود گردد: بحارالانوار، ج 2، ص 143.

[22] امیر مومنان می‌فرماید:

-   "مَنْ عَمِلَ بِالْحَقِّ رَبِح‏‏" یعنی:كسى كه به حق عمل كند، رستگار شود: غررالحکم و دررالکلم، ص 576.

-   "مَنْ عَمِلَ بِالْحَقِّ نَجَا" یعنی: كسى كه به حق عمل كند، نجات یابد: همان، ص 577.

-   مَنِ اسْتَسْلَمَ لِلْحَقِّ وَ أَطَاعَ الْمُحِقَّ كَانَ مِنَ الْمُحْسِنِين‏" یعنی: كسى كه در برابر حق تسليم شود و از حق دار پيروى كند از نيكوكاران است: همان، ص 642.

[23] امیر مومنان می‌فرماید: "آفَةُ النُّجْحِ الْكَسَل‏‏" یعنی: آفت موفقیت، تنبلی است: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏ 12، ص 67. ؛ همچنین می‌فرماید: "مَنْ دَامَ كَسَلُهُ خَابَ أَمَلُه‏" یعنی: کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند: همان، ج 13، ص 45. ؛ امام باقر علیه السلام (پنجمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز می‌فرماید: "إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ" یعنی: از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا این دو کلید هر بدی هستند: بحارالانوار، ج 75، ص 175.

[24] رسول رحمت می‌فرماید: "إِنَّ الْعِبَادَةَ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَال‏": بحارالانوار، ج 74، ص 27.

[25] امام کاظم علیه السلام (هفتمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ إِنَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغ‏‏" یعنی: خداوند بر بنده ای که زیاد می‌خوابد و بیکار است، غضب می‌کند: وسائل الشیعه، ج 17، ص 58.

[26]امیر مومنان می‌فرماید: "الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَايَةَ النِّهَايَةَ وَ الِاسْتِقَامَةَ الِاسْتِقَامَة" یعنی: کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید:بحارالانوار، ج 68، ص 190.

[27] "لِلدَّابَّةِ عَلَى‏ صَاحِبِهَا سِتُ‏ خِصَالٍ: یعْلِفُهَا إِذَا نَزَلَ وَ یعْرِضُ عَلَیهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لَا یضْرِبْهَا إِلَّا عَلَى حَقٍّ وَ لَا یحَمِّلْهَا مَا لَا تُطِیقُ وَ لَا یكَلِّفْهَا مِنَ السَّیرِ إِلَّا طَاقَتَهَا وَ لَا یقِفْ عَلَیهَا فُوَاقا": مستدرک الوسائل، ج 8، ص 258 و 259.

[28] به عنوان نمونه امام سجاد علیه السلام (چهارمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) رساله‌ای به نام «رساله حقوق» در میان مردمان به یادگار گذاشته‌اند که در آن به تشریح حقوق پنجاهگانه‌ای اعم از حقوق الهی، فردی، اجتماعی، ... پرداخته‌اند.

[29] امیر مومنان می‌فرماید: "إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ اللِّقَاءِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلَاقِكُم‏" یعنی: [اى مردم] شما نمى‏توانید مردم را با اموال خود راضى نگه دارید، از این رو ایشان را با خوشرویى و رفتار خوب راضى نگه دارید، زیرا من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: شما نمى‏توانید خشنودى مردم را با اموال [محدودتان] به دست‏ آورید بنابراین با اخلاق نیکتان خشنودى آنها را به دست آورید»: بحارالانوار، ج 68، ص 384. ؛ امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز می‌فرماید: "عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الصِّحَابَةِ لِمَنْ صَحِبَكُمْ ..." یعنی: بر شما باد تقواى خدا و راستگویى و امانتدارى و حُسن معاشرت با افرادی که با آنها در ارتباط هستید:‏بحارالانوار، ج 71، ص 162.

[30] رسول رحمت می‌فرماید: "مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُتَنَصِّلٍ صادِقا کانَ اوْ کاذِبا لَمْ يَنَلْ‏ شَفاعَتی" یعنی: هرکس عذر پوزش گری را ـ راست باشد یا دروغ ـ نپذیرد، به شفاعت من نمی‌رسد: بحارالانوار، ج 74، ص 47.

[31] امیر مومنان می‌فرماید: "لَا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ وَ إِنْ خَانَكَ وَ لَا تُذِعْ سِرَّهُ وَ إِنْ أَذَاعَ سِرَّك‏" یعنی: به كسى كه تو را امين قرار داده، خيانت مكن هر چند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد: بحارالانوار، ج 74، ص 208.

[32] امیر مومنان می‌فرماید: "إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْه" یعنی: وقتی بر دشمنت چیره شدی، عفو را شکرانه‌ی این چیرگی قرار ده: بحارالانوار، ج 68، ص 427.

[33] رسول رحمت می‌فرماید: "النَّظَافَةُ مِنَ‏ الْإِيمَان‏" یعنی: پاکیزگی از ایمان است: بحارالانوار، ج 59، ص 291.

[34] امام کاظم علیه السلام (هفتمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) فرمود: "شِيعَتُنَا ... وَصَفَهُمُ اللَّهُ بِالْعِبَادَةِ وَ الْخُشُوعِ وَ رِقَّةِ الْقَلْب": بحارالانوار، ج 23، ص 224.

[35] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) فرمود: "مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُدِيَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كُفِي‏" یعنی: هرکس به خداوند پناه ببرد و بچسبد، هدایتش می‌کند و هر که به خدا توکل کند، کفایتش می‌کند: بحارالانوار، ج 66، ص 399.

[36] شیعه می‌داند خداوند متعال، بنده‌ای را دوست می‌دارد که شاکر باشد: "إِنَّ اللَّهَ ... يُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍ شَكُور": امام سجاد علیه السلام (چهارمین امام و جانشین پس از رسول خاتم)، وسائل الشیعه، ج 16، ص 310. اهل بیت علیهم السلام نیز به شکرگزاری بسیار تاکید کرده‌اند. به عنوان نمونه بنگرید به:

-    رسول خاتم می‌فرماید: "لَا يَشْكُرُ اللَّهَ مَنْ لَا يَشْكُرُ النَّاس‏" یعنی: كسی كه از مردم [در برابر محبت‌های آنها] تشکر نكند، خدا را هم شکر نمی‌کند: وسائل الشیعه، ج 16، ص 313.

-    امام حسن مجتبی علیه السلام (دومین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "النِّعْمَةُ مِحْنَةٌ فَإِنْ شَكَرْتَ كَانَتْ نِعْمَةً فَإِنْ كَفَرْتَ صَارَتْ نَقِمَة" یعنی: نعمت‌هاي خداوند یک آزمون است اگر شكر و حق آن ادا شود براي انسان نعمت و اگر ناسپاسي کند [همان نعمت] برايش نقمت و عذاب خواهد بود: بحارالانوار، ج 75، ص 113.

-    امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْإِنْعَامَ فَلْيُعَدَّ مِنَ الْأَنْعَام‏" یعنی: كسی كه نعمت‌ها را شکر نمي‌كند بايد او را همدوش و در رديف حيوانات به حساب آورد: غررالحکم و دررالکلم، ص 629.

[37] "شِيعَتُنَا أَهْلُ‏ الْهُدَى‏ وَ أَهْلُ التُّقَى وَ أَهْلُ الْخَيْرِ وَ أَهْلُ الْإِيمَانِ وَ أَهْلُ الْفَتْحِ وَ الظَّفَرِ": بحارالانوار، ج 65، ص 186.

[38] "... فَإِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي أَنَّ شِيعَتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ كَانُوا خِيَارَ مَنْ كَانُوا مِنْهُمْ إِنْ كَانَ فَقِيهٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ‏ مُؤْذِنٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ إِمَامٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُ أَمَانَةٍ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُ وَدِيعَةٍ كَانَ مِنْهُمْ وَ كَذَلِكَ كُونُوا حَبِّبُونَا إِلَى النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا إِلَيْهِم": بحارالانوار، ج 71، ص 162 و 163.

[39] "مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قُبْحِ الْقَوْل‏": بحارالانوار، ج 65، ص 151 و 152.

   

 
 
امروز:امروز:777
این هفته:این هفته:6432
در مجموع:در مجموع:2705261
Center
Pagerank