سه شنبه, 06 خرداد 1399   3. شوال 1441
 
instagram twtr fbk telegram Aparat

درس نهم: اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

شیعه کیست و چه می‌گوید ؟

   

درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی

با اهتمام: زهرا مرادی

      

در دوره‌ی «شیعه کیست و چه می‌گوید؟ » درباره‌ی ظهور تشیّع، مبانیِ اعتقادیِ شیعه و معرفی اسلام حقیقی، سخن خواهیم گفت.

       

درس نهم: اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید شیعه

       

در جلسات گذشته درباره‌ی مبانی تفکر شیعه (علم و عقل) صحبت شد و اصول اعتقادی تشیّعمورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه، به این موضوع می‌پردازیم که محصول عملی و نهاییِ پایبندی به مبانیِ شیعی و باورداشت اصول تشیع، چیست؟ به بیان دیگر، کسی که در مکتب تشیّع و بر اساس آموزه‌های شیعی تربیت می‌شود، دارای چه ویژگی‌های رفتاری و اخلاقی می‌گردد و چگونه باید باشد تا یک شیعه‌ی حقیقی محسوب شود؟ اخلاق و سیره‌ی رفتاریِ مورد تایید مکتب تشیع چیست و شیعه‌ی حقیقی کیست؟

       

نتیجه‌ی باورداشت اصول اعتقادی تشیّع بر رفتار انسان

   

-    خودکنترلی:

کسی که به «توحید» با تعریفی که در درس سوم به آن اشاره شد، اعتقاد داشته باشد، خداوند متعال را آگاه‌تر از خود به احوال و نیات و کردار خویش می‌داند.[1]

شاید در نگاه اول، این موضوع، یک مسئله‌ی بدیهی و عادی به نظر بیاید و مورد پذیرشِ همه ی موحدان باشد، اما واقعیت این است که کمتر زمانی به این موضوع توجه می‌شود. دلیلِ این مدعا آن است که بسیاری از کارهای قبیحی را که در تنهایی به راحتی انجام می دهیم، در حضور دیگری – حتی اگر کودکی کم سن و سال باشد – حیا می‌کنیم و از انجام‌شان منصرف می‌شویم. اما خداوند را به اندازه‌ی وجود همان کودک، حاضر و شاهد نمی‌بینیم و از کارهای ناشایست حَذَر نمی‌کنیم.

امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین رسول خاتم) در این باره چنین تذکر می دهند:

«طوری خدا را در نظر داشته باش که گویی او را می‌بینی. زیرا اگرچه او را نمی‌بینی اما او تو را می‌بیند. اگر شک داری که خداوند تو را می‌بیند پس به [او] کافر شده‌ای و اگر یقین داری که او تو را می‌بیند و [با این حال] آشکارا معصیتش می‌کنی، پس به درستی که او را بی ارزش‌ترین ناظران درباره‌ی خود پندانشته‌ای»[2]

شیعه‌ی حقیقی، زیر نظر مربیانی همچون امام صادق علیه السلام، به گونه‌ای تربیت شده که خداوند متعال را همواره ناظر و آگاه بر رفتارش می‌بیند و در نتیجه حتی در جایی که ظاهرا هیچ مجری قانونی وجود ندارد و جریمه و تنبیهی از سوی دیگران او را تهدید نمی‌کند، «خودکنترل» است. چنین فردی از انجام هرگونه عمل قبیح و غیر عقلانی در محضر پروردگار، حیا می‌کند[3] و به شدت مراقب رفتار و اعمال و حتی فکرها و نیت‌های خود است.     

    

-     خیرخواهی و امان برای همگان:

کسی که تحت آموزه‌های رسول رحمت و اهل بیت پاکش تربیت شده باشد، دیگران همواره از دست و زبان فکر و نیّات او در امان هستند. رسول خاتم می‌فرمایند:

«ای مردم، هیچ بنده‌ای مسلمان به حساب نمی‌آید، مگر اینکه مردم از دست و زبانش آسوده باشند.»[4]

امیر مومنان نیز می‌فرمایند:

«آنچه را برای خود می‏‌پسندی برای دیگران نیز دوست بدار و آن چه را که نسبت به خود نمی‌‏پسندی برای دیگران نیز مپسند ...»[5] 

به راستی اگر مردم جهان تنها همین یک آموزه از اهل بیت را که فرمودند «هرچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند ...» رعایت کنند، دنیا چه گلستانی خواهد شد! دیگر کسی به حق دیگران تجاوز نمی‌کند؛ کسی کم فروشی نمی‌کند؛ دروغ نمی‌گوید؛ خیانت نمی‌کند؛ فخر نمی‌فروشد؛ ظلم نمی‌کند؛ تهمت نمی‌زند؛ دشنام نمی‌دهد؛ کسی طبیعت را آلوده نمی‌کند؛ قوانین راهنمایی رانندگی را زیر پا نمی‌گذارد؛ ...    

    

-    عقل گرایی:

یک شیعه‌ی واقعی می‌داند عقل، تشخیص دهنده‌ی حق از باطل و درست از نادرست است و نزد خداوند متعال، عملی ارزشمند است که از روی «عقل» ناشی شده باشد.[6] پس هم در پرستش خداوندگار به بیراهه نمی‌رود، هم در رفتارش با مردم حقی را نا حق نمی‌کند و هم مرتکب فعلی نمی‌شود که برای جسم و روحش ضرر داشته باشد. چنین شخصی به سبب عقل گرایی، مشاوری خوب، همنشینی امین و دوستی قابل اعتماد است.    

    

-    صداقت:

هیچ مکتب، مذهب و مرامی نیست که برای «صداقت» ارزش قایل نباشد. اما این موضوع، در تشیّع به اندازه‌ای مهم است که پیش نیاز دین داری و پایه‌ی اصلیِ ایمان دانسته می‌شود.[7] یعنی کسی که راستگو و صادق نباشد، در آموزه‌های شیعی، نه دین‌دار است و نه مومن! از همین رو اهل بیت علیهم السلام چنین هشدار می‌دهند که اگر می‌خواهید ببینید شخصی دین‌دار و قابل اعتماد است، فریب نماز و روزه و ظاهر عباداتش را نخورید؛ بلکه ببینید چقدر راستگو و امانتدار است.[8]

این صداقت باید هم در نیت، هم در کلام و هم در رفتار فرد جاری باشد.[9] شیعه مفتخر است که اهل بیت علیهم السلام از جانب خدای متعال مصداق بارز صداقت معرفی شده‌اند و به مومنان امر شده از ایشان که الگوی صداقت و راستی هستند پیروی کنند.[10]     

    

-    امانتداری و تعهد:

یکی دیگر از نتایج تربیت شیعی «امانتداری» است. شیعه‌ی حقیقی امین مردم است و در مالی که به وی سپرده شده، یا در مورد رازی که از کسی می‌داند، درباره‌ی عهد و پیمانی که با کسی بسته، ... خیانت نمی‌کند. چراکه در مکتب تربیتی اهل بیت علیهم السلام چنین آموخته که امانت را به صاحبش برگرداند حتی اگر آن فرد دشمنش باشد یا فاجر و بدکردار باشد![11] در این مسیر، والاترین الگوی شیعه، رسول خاتم است که در بین دوست و دشمن به «محمد امین» شهره بود.[12] رسول خاتم آنچنان به امانتداری پایبند بود که حتی وقتی مشرکان و کفار مکه نقشه‌ی ترور ایشان را کشیدند و پیامبر مجبور شد مکه را به قصد مدینه ترک کند، دل‌نگران امانت‌هایی بود که از همان مشرکان مکه در دست داشت. به همین سبب امانت‌های ایشان را به علی بن ابیطالب سپرد که در اولین فرصت همه را به صاحبان‌شان بازگرداند و تا این ماموریت را انجام نداده، به پیامبر در مدینه ملحق نشود.[13]     

    

-    حق پذیری:

شیعه‌ی حقیقی، حق پذیر است. اگر چیزی را حق یافت، عناد نمی‌ورزد،[14] لجاجت نمی‌کند،[15] تعصب به خرج نمی‌دهد،[16] حسادت نمی‌کند،[17] طمع نمی‌ورزد؛[18] بلکه با خضوع تمام می‌پذیرد اگرچه برایش تلخ و سخت باشد.[19]او در مکتب تربیتی اهل بیت علیهم السلام آموخته: «آن کس كه از حق روی بگرداند سرانجام بدی در انتظارش خواهد بود»[20] و «هرکس با حق در بیفتد، نابود می‌گردد»[21]. در مقابل، هرکس حق پذیر باشد، به رستگاری و نجات می‌رسد.[22]     

    

-    تلاش و دوری از خمودگی

در مکتب تشیّع، به کار و تلاش، قویا توصیه شده و از تنبلی و خمودگی نهی شده است.[23] در آموزه‌های شیعی تلاش برای کسب روزیِ حلال، از برترین عبادت‌ها محسوب می‌شود[24]و خداوند، بنده‌ای را که زیاد می‌خوابد و بیکار است، دوست ندارد.[25] همچنین، شیعیان به داشتنِ پشتکار و استقامت در انجام کار خیر و عاقلانه‌ای که آغاز کرده‌اند، سفارش شده‌اند.[26]

       

-    احترام به حقوق انسان‌ها، حیوانات و گیاهان

در روزگارانی که هرکس زورش بیشتر بود، بیشتر ظلم می‌کرد و به این رفتار مباهات می‌کرد، رسول رحمت مردم را نه تنها به رعایت حقوق همنوع، بلکه به رعایت حقوق حیوانات و گیاهان دعوت می‌نمود. مثلا می‌فرمود:

«حیوان شش حقّ به گردن صاحب خود دارد: هر گاه از آن پیاده شد علفش دهد، هرگاه از آبی گذشت آبش دهد، به ناحقّ آن را نزند، بیشتر از قدرتش آن رابار نكند، بیشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زیادی روی آن درنگ نكند.»[27]

و یا می فرمود:

«هرگز درختی را تا مجبور نشده‌اید، قطع نکنید.»[28]

و حتی در مواقعی که علی‌رغم میلش در دفاع از حق و مظلومان مجبور به جنگ می‌شد، علاوه بر آنکه به سپاهیانش سفارش می‌کرد مراقب زنان و کودکان و سالمندان باشند، آنها را از آسیب رساندن به طبیعت منع می‌نمود و می فرمود:

«هیچ نخلی (درخت خرما) را آتش نزنید، آنها را با آب از میان نبرید و هیچ درخت میوه داری را قطع نکنید و هیچ مزرعه ای را نسوزانید.»[29]

خلاصه آنکه، شیعه‌ی حقیقی کسی است که به پیروی از پیامبر و اهل بیتش حقوق دیگران از جمله حق پدر و مادر، حق فرزند، حق همسایه، حق استاد، حق شاگرد، حق زیردست، حق کارفرما، حق حیوانات، حق گیاهان، حق محیط زیست و ... را ادا کند.[30]

علاوه بر موارد فوق که به عنوان نمونه‌هایی از اخلاق شیعی نام برده شد، نکات اخلاقیِ بسیارِ دیگری از جانب رسول خاتم و اهل بیت پاکش به پیروان‌شان سفارش شده که به دلیل کثرت از پرداختن به همه‌ی آنها خودداری می‌کنیم. مواردی مانند: گشاده رویی،[31] عذرپذیری،[32] پرده پوشی و رازداری،[33]عفو به هنگام قدرت،[34] پاکیزگی،[35]خوش قلبی و دل رحمی،[36]توکل به خداوند قادر و متعال،[37]داشتن روحیه‌ی شکرگزاری،[38] ...

اهل بیت علیهم السلام به عنوان مربیان الهی همواره به پیروان خویش تاکید می‌کردند با رعایت این نکات عقلانی و تربیتی، زینتی برای ایشان و اسلام باشند؛ نه اینکه از سیره‌ی امامان فاصله بگیرند و با پیروی از هوای نفس، باعث بدنامیِ اسلام و مسلمین شوند. لذا شیعه‌ی حقیقی برای اسلام، برای پیامبر و برای اهل بیت علیهم السلام «زینت» محسوب می‌شود.

امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) خطاب به پیروان‌شان فرمودند:

"شیعیان ما اهل هدایت و تقوا، اهل خیر و نیكی و اهل ایمان و پیروزی و موفقیت هستند.[39]

از پدرم شنیدم که می‌فرمود همواره بهترین افراد در جامعه از میان پیروان ما اهل بیت بوده‌اند. اگر [عالِم دینی و] فقیهی [در میان مردم] بوده از میان آنها (شیعیان) بوده؛ اگر مؤذّنی بوده از آنان (شیعیان) بوده؛ اگر مقتدا و رهبری بوده از آنان بوده؛ اگر امانتداری بوده از میان ایشان بوده؛ اگر صاحب ودیعه‌ای بوده از آنان بوده است، پس شما نیز این چنین، ما را محبوب مردم گردانید و منفور ایشان مسازید.[40]

زینت ما باشید؛ نه اینکه باعث ملامت و سرزنش ما گردید. پس با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیادهروی و زشتگویی بازدارید.[41]"‏   

    

از خداوند مهربان طلب می‌کنیم به ما نیز توفیق دهد تا در صراط مستقیمش و بر اساس تربیت هدایتگران آسمانی‌اش گام برداریم و برای ایشان زینت باشیم؛ نه آنکه مایه‌ی شرمساری و ملامت ایشان گردیم.

       

Bullets نکات مهم این جلسه:

-    کسی که به اصول اعتقادی تشیّع حقیقتا باور داشته باشد، محاسن اخلاقی ویژه ای در او پدیدار می‌گردد. مانند:

O   خودکنترلی

O    خیرخواهی و امان

O    عقل گرایی

O    صداقت

O    امانتداری و تعهد

O    حق پذیری

O    تلاش و دوری از خمودگی

O    احترام به حقوق دیگران (خدا، انسان ها، حیوانات، ...)

O    گشاده رویی، عذرپذیری، پرده پوشی و رازداری، عفو به هنگام قدرت، پاکیزگی، خوش قلبی و دل رحمی، توکل به خداوند قادر و متعال، داشتن روحیه‌ی شکرگزاری ...

-    شیعه‌ی حقیقی با رعایت نکات عقلانی و تربیتی که از مکتب اهل بیت علیهم السلام آموخته، برای اسلام، برای پیامبر و برای امامان علیهم السلام «زینت» محسوب می‌شود.

www.mohammadivu.org.MOHR

 

   

 

    

    

    

    

    

 


[1] امیر مومنان می فرماید: "قَدْ عَلِمَ السَّرَایرَ وَ خَبَرَ الضَّمَایرَ لَهُ الْإِحَاطَةُ بِكُلِّ شَی‏ء‏‏" یعنی: [خداوند متعال] خداوند به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه با خبر است و به همه چیز احاطه دارد: بحارالانوار، ج 4، ص 319.

[2] "خَفِ‏ اللَّهَ‏ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاكَ فَإِنْ شَكَكْتَ أَنَّهُ یرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ أَیقَنْتَ أَنَّهُ یرَاكَ ثُمَّ بَارَزْتَهُ بِالْمَعْصِیةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ أَهْوَنَ النَّاظِرِینَ إِلَیك‏‏": بحارالانوار، ج 5، ص 324.

[3] در مکتب تربیتی تشیّع، «حیا» ناشی از ایمان است. امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "الْحَیاءُ مِنَ الْإِیمَان‏" یعنی: حیا از ایمان است: بحارالانوار، ج 68، ص 29. و معنای حیا در لغت عرب، بازداشتنِ نفس از انجام کارهای قبیح است: "الْحَیاءُ: انْقِباضُ‏ النَّفْسِ‏ عن‏ القَبایح‏": مفردات الفاظ قرآن، ص 270.

[4] "ایهَا النّاسُ، انَّ العَبدَ لا یکتَبُ مِن المُسلِمینَ حَتّی یسلَمَ النّاسُ مِن یدِهِ وَ لِسانِهِ‏": بحارالانوار، ج 74، ص 177.

[5] "فَأَحْبِبْ لِغَیرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا ...‏‏": بحارالانوار، ج 74، ص 222.

[6] بنگرید به درس دوم (مبانی اصلی تفکر شیعی) از همین درسنامه

[7] امیر مومنان می‌فرماید: "الصِّدْقُ رَأْسُ الدِّین‏": نسبت راستگویی در دین مانند نسبت سر است در بدن: غررالحکم و دررالکلم، ص 36. ؛ همچنین می‌فرماید: "الصِّدْقُ أَقْوَی دَعَایمِ الْإِیمَان‏" یعنی: راستگویی محکم‌ترین پایه‌ی ایمان است: همان، ص 84 و 85.

[8] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِیامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّی لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة"یعنی: فریب نماز و روزه‌ی مردم را نخورید؛ زیرا آدمی، گاه چنان به نماز و روزه خو می‌کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس می‌کند؛ بلکه آنان را به راستگویی و امانتداری بیازمایید: کافی، ج 2، ص 104.

[9] امیر مومنان می‌فرماید: "أَدْنَی حَدِّ الصِّدْقِ أَنْ لَا یخَالِفَ اللِّسَانُ الْقَلْبَ وَ لَا الْقَلْبُ اللِّسَان‏" یعنی: پایین‌ترین حد راست‌گویی این است که زبان با دل یکسان باشد و با هم مخالفتی نداشته باشند: بحارالانوار، ج 68، ص 11.

[10] رسول خاتم در تبیین آیه‌ی «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِین‏» (ای ایمان آورندگان خدا را مراعات کنید و با «راستگویان» باشید (از آنها پیروی کنید): سوره توبه، آیه 119) به سلمان فرمود: "وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ أَوْصِیایی مِنْ بَعْدِهِ إِلَی یوْمِ الْقِیامَة" یعنی: مقصود از «صادقین» به صورت خاص، علی بن ابیطالب و اوصیای من پس از او تا قیامت هستند: بحارالانوار، ج 33، ص 149.

[11] به عنوان نمونه امام باقر علیه السلام (پنجمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "ثَلَاثٌ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَةً أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ بَرَّینِ كَانَا أَوْ فَاجِرَین‏" یعنی: خداوند اجازه‌ی ترک سه چیز را به هیچ كس نداده: رد امانت [به صاحبش] چه نیكوكار باشد چه بدكار؛ وفای به عهد و پیمان نسبت به هر کس چه نیکوکار باشد چه بدکار؛ نیکی به پدر و مادر حتی اگر بدکار باشند: کافی، ج 2، ص 162. ؛ امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز فرمود: "إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِر" یعنی: خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نکرد مگر با راستگویی و ادای امانت به نیكوكار و بدكار: کافی، ج 2، ص 104.

[12] شرح الأخبار فی فضایل الأیمة الأطهار علیهم السلام (ابن حیون، نعمان بن محمّد مغربی)‏، ج 1، ص 182.

[13] "كَانَ عِنْدَهُ ص‏ وَدَایعُ بِمَكَّةَ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یهَاجِرَ أَوْدَعَهَا أُمَ‏ أَیمَنَ‏ وَ أَمَرَ عَلِیاً ع بِرَدِّهَا": مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج 14، ص 7 و 8.

[14] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ عَانَدَ الْحَقَّ كَانَ اللَّهُ خَصْمَه‏" یعنی:‏ كسی كه با حق دشمنی كند خدای تعالی خصم [و طرف نزاع] او باشد: غررالحکم و دررالکلم، ص 597.

[15] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "سِتَّةٌ لَا تَكُونُ فِی مُؤْمِنٍ: الْعُسْرُ وَ النَّكَدُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْكَذِبُ وَ الْحَسَدُ وَ الْبَغْی‏" یعنی: شش [صفت] در مؤمن نیست: سخت گیری، بی خیری، حسادت، لجاجت، دروغگویی و تجاوز: بحارالانوار، ج 64، ص 301. ؛ رسول خاتم می‌فرماید: "إِیاكَ وَ اللَّجَاجَةَ فَإِنَّ أَوَّلَهَا جَهْلٌ وَ آخِرَهَا نَدَامَة" یعنی: از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است: بحارالانوار، ج 74، ص 67.

[16] رسول خاتم می‌فرماید: "مَنْ كَانَ فِی قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ عَصَبِیةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَی یوْمَ الْقِیامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِیةِ" یعنی: هر کسی در دلش به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی تعصب باشد، خداوند روز قیامت او را با اعراب جاهلیت محشور می‌کند: بحارالانوار، ج 70، ص 284. ؛ همچنین می‌فرماید: "مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِیمَانِ مِنْ عُنُقِه‏" یعنی: هر کس تعصب بورزد، یا دیگران به خاطر او تعصب بورزند [و او از به این مطلب راضی باشد]، رشته‌های ایمان را از گردن خود بازگردانده است: همان، ص 283.

[17] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "إِیاكُمْ أَنْ یحْسُدَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْكُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَد" یعنی: از حسد ورزی به یکدیگر بپرهیزید، زیرا ریشه کفر، حسد است: بحارالانوار، ج 75، ص 217. همچنین بنگرید به کلام امام صادق علیه السلام در پاورقی شماره 15.

[18] امیر مومنان می‌فرماید: "أَعْظَمُ النَّاسِ ذُلًّا الطَّامِعُ الْحَرِیصُ الْمُرِیب‏" یعنی: ذلیل ترین مردم، كسی است كه طمعكار، حریص و وسوسه گر باشد: غررالحکم و دررالکلم، ص 210. ؛ همچنین امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "... الَّذِی یُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ" یعنی: آنچه ایمان را از بنده بیرون می‌کند، طمع است: بحارالانوار، ج 70، ص 168.

[19] امام حسین علیه السلام (سومین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "اِصْبِرْ عَلَی الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا" یعنی: برای حق، بردبار باش اگر چه تلخ و ناگوار باشد: بحارالانوار، ج 67، ص 184. امیر مومنان می‌فرماید: "اصْبِرْ عَلَی مَضَضِ مَرَارَةِ الْحَقِّ وَ إِیاكَ أَنْ تَنْخَدِعَ لِحَلَاوَةِ الْبَاطِل‏" یعنی: بر تلخی حق صبر كن، و بپرهیز از این كه فریب شیرینی باطل را بخوری: غررالحکم و دررالکلم، ص 149.

[20] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ نَكَبَ عَنِ الْحَقِّ ذُمَّ عَاقِبَتُه‏‏" یعنی: كسی كه از حق روی بگرداند عاقبتش نكوهیده شود: غررالحکم و دررالکلم، ص 629.

[21] امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ أَبْدَی صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَك‏" یعنی:هر كس برای كارزار با حق رو در روی آن قرار گیرد نابود گردد: بحارالانوار، ج 2، ص 143.

[22] امیر مومنان می‌فرماید:

-    "مَنْ عَمِلَ بِالْحَقِّ رَبِح‏‏" یعنی:كسی كه به حق عمل كند، رستگار شود: غررالحکم و دررالکلم، ص 576.

-   "مَنْ عَمِلَ بِالْحَقِّ نَجَا" یعنی: كسی كه به حق عمل كند، نجات یابد: همان، ص 577.

-  "مَنِ اسْتَسْلَمَ لِلْحَقِّ وَ أَطَاعَ الْمُحِقَّ كَانَ مِنَ الْمُحْسِنِین‏" یعنی: كسی كه در برابر حق تسلیم شود و از حق دار پیروی كند از نیكوكاران است: همان، ص 642.

[23] امیر مومنان می‌فرماید: "آفَةُ النُّجْحِ الْكَسَل‏‏" یعنی: آفت موفقیت، تنبلی است: مستدرك الوسایل و مستنبط المسایل، ج‏ 12، ص 67. ؛ همچنین می‌فرماید: "مَنْ دَامَ كَسَلُهُ خَابَ أَمَلُه‏" یعنی: کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند: همان، ج 13، ص 45. ؛ امام باقر علیه السلام (پنجمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز می‌فرماید: "إِیاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ" یعنی: از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا این دو کلید هر بدی هستند: بحارالانوار، ج 75، ص 175.

[24] رسول رحمت می‌فرماید: "إِنَّ الْعِبَادَةَ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَال‏" یعنی: عبادت، ده جزء دارد که نُه جزء آن، طلب روزیِ حلال است: بحارالانوار، ج 74، ص 27.

[25] امام کاظم علیه السلام (هفتمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَیبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ إِنَّ اللَّهَ لَیبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغ‏‏" یعنی: خداوند بر بنده ای که زیاد می‌خوابد و بیکار است، غضب می‌کند: وسایل الشیعه، ج 17، ص 58.

[26]امیر مومنان می‌فرماید: "الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَایةَ النِّهَایةَ وَ الِاسْتِقَامَةَ الِاسْتِقَامَة" یعنی: کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید:بحارالانوار، ج 68، ص 190.

[27] "لِلدَّابَّةِ عَلَی‏ صَاحِبِهَا سِتُ‏ خِصَالٍ: یعْلِفُهَا إِذَا نَزَلَ وَ یعْرِضُ عَلَیهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لَا یضْرِبْهَا إِلَّا عَلَی حَقٍّ وَ لَا یحَمِّلْهَا مَا لَا تُطِیقُ وَ لَا یكَلِّفْهَا مِنَ السَّیرِ إِلَّا طَاقَتَهَا وَ لَا یقِفْ عَلَیهَا فُوَاقا": مستدرک الوسایل، ج 8، ص 258 و 259.

[28] "لَا تَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیهَا": بحارالانوار، ج 19، ص 177.

[29] "لَا تُحْرِقُوا النَّخْلَ‏ وَ لَا تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءِ وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَرَةً مُثْمِرَةً وَ لَا تُحْرِقُوا زَرْعا": وسایل الشیعه، ج 15، ص 59.

[30] به عنوان نمونه امام سجاد علیه السلام (چهارمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) رساله‌ای به نام «رساله حقوق » در میان مردمان به یادگار گذاشته‌اند که در آن به تشریح حقوق پنجاهگانه‌ای اعم از حقوق الهی، فردی، اجتماعی، ... پرداخته‌اند.

[31] امیر مومنان می‌فرماید: "إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ اللِّقَاءِ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یقُولُ إِنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلَاقِكُم‏" یعنی: [ای مردم] شما نمی‏توانید مردم را با اموال خود راضی نگه دارید، از این رو ایشان را با خوشرویی و رفتار خوب راضی نگه دارید، زیرا من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‏فرمود: شما نمی‏توانید خشنودی مردم را با اموال [محدودتان] به دست‏ آورید بنابراین با اخلاق نیکتان خشنودی آنها را به دست آورید»: بحارالانوار، ج 68، ص 384. ؛ امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) نیز می‌فرماید: "عَلَیكُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الصِّحَابَةِ لِمَنْ صَحِبَكُمْ ..." یعنی: بر شما باد تقوای خدا و راستگویی و امانتداری و حُسن معاشرت با افرادی که با آنها در ارتباط هستید:‏بحارالانوار، ج 71، ص 162.

[32] رسول رحمت می‌فرماید: "مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُتَنَصِّلٍ صادِقا کانَ اوْ کاذِبا لَمْ ینَلْ‏ شَفاعَتی" یعنی: هرکس عذر پوزش‌گری را ـ راست باشد یا دروغ ـ نپذیرد، به شفاعت من نمی‌رسد: بحارالانوار، ج 74، ص 47.

[33] امیر مومنان می‌فرماید: "لَا تَخُنْ مَنِ ایتَمَنَكَ وَ إِنْ خَانَكَ وَ لَا تُذِعْ سِرَّهُ وَ إِنْ أَذَاعَ سِرَّك‏" یعنی: به كسی كه تو را امین قرار داده، خیانت مكن هر چند او به تو خیانت كرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد: بحارالانوار، ج 74، ص 208.

[34] امیر مومنان می‌فرماید: "إِذَا قَدَرْتَ عَلَی عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیه" یعنی: وقتی بر دشمنت چیره شدی، عفو را شکرانه‌ی این چیرگی قرار ده: بحارالانوار، ج 68، ص 427.

[35] رسول رحمت می‌فرماید: "النَّظَافَةُ مِنَ‏ الْإِیمَان‏" یعنی: پاکیزگی از ایمان است: بحارالانوار، ج 59، ص 291.

[36] امام کاظم علیه السلام (هفتمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) فرمود: "شِیعَتُنَا ... وَصَفَهُمُ اللَّهُ بِالْعِبَادَةِ وَ الْخُشُوعِ وَ رِقَّةِ الْقَلْب": بحارالانوار، ج 23، ص 224.

[37] امام صادق علیه السلام (ششمین امام و جانشین پس از رسول خاتم) فرمود: "مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُدِی وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كُفِی‏" یعنی: هرکس به خداوند پناه ببرد و بچسبد، هدایتش می‌کند و هر که به خدا توکل کند، کفایتش می‌کند: بحارالانوار، ج 66، ص 399.

[38] شیعه می‌داند خداوند متعال، بنده‌ای را دوست می‌دارد که شاکر باشد: "إِنَّ اللَّهَ ... یحِبُّ كُلَّ عَبْدٍ شَكُور": امام سجاد علیه السلام (چهارمین امام و جانشین پس از رسول خاتم)، وسایل الشیعه، ج 16، ص 310. اهل بیت علیهم السلام نیز به شکرگزاری بسیار تاکید کرده‌اند. به عنوان نمونه بنگرید به:

-    رسول خاتم می‌فرماید: "لَا یشْكُرُ اللَّهَ مَنْ لَا یشْكُرُ النَّاس‏" یعنی: كسی كه از مردم [در برابر محبت‌های آنها] تشکر نكند، خدا را هم شکر نمی‌کند: وسایل الشیعه، ج 16، ص 313.

-   امام حسن مجتبی علیه السلام (دومین امام و جانشین پس از رسول خاتم) می‌فرماید: "النِّعْمَةُ مِحْنَةٌ فَإِنْ شَكَرْتَ كَانَتْ نِعْمَةً فَإِنْ كَفَرْتَ صَارَتْ نَقِمَة" یعنی: نعمت‌های خداوند یک آزمون است اگر شكر و حق آن ادا شود برای انسان نعمت و اگر ناسپاسی کند [همان نعمت] برایش نقمت و عذاب خواهد بود: بحارالانوار، ج 75، ص 113.

-   امیر مومنان می‌فرماید: "مَنْ لَمْ یشْكُرِ الْإِنْعَامَ فَلْیعَدَّ مِنَ الْأَنْعَام‏" یعنی: كسی كه نعمت‌ها را شکر نمیكند باید او را همدوش و در ردیف حیوانات به حساب آورد: غررالحکم و دررالکلم، ص 629.

[39] "شِیعَتُنَا أَهْلُ‏ الْهُدَی‏ وَ أَهْلُ التُّقَی وَ أَهْلُ الْخَیرِ وَ أَهْلُ الْإِیمَانِ وَ أَهْلُ الْفَتْحِ وَ الظَّفَرِ": بحارالانوار، ج 65، ص 186.

[40] "... فَإِنَّ أَبِی حَدَّثَنِی أَنَّ شِیعَتَنَا أَهْلَ الْبَیتِ كَانُوا خِیارَ مَنْ كَانُوا مِنْهُمْ إِنْ كَانَ فَقِیهٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ‏ مُؤْذِنٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ إِمَامٌ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُ أَمَانَةٍ كَانَ مِنْهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُ وَدِیعَةٍ كَانَ مِنْهُمْ وَ كَذَلِكَ كُونُوا حَبِّبُونَا إِلَی النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا إِلَیهِم": بحارالانوار، ج 71، ص 162 و 163.

[41] "مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ كُونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَینَا شَیناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قُبْحِ الْقَوْل‏": بحارالانوار، ج 65، ص 151 و 152.

 

به ما بپیوندید: 

instagram twtr fbk telegram Aparat

  

 
امروز:امروز:1755
این هفته:این هفته:8317
در مجموع:در مجموع:4416829
Center
Pagerank